تبلیغ در اینترنت

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: شعر زیبا در مورد خدا

  1. #1

    سرپرست انجـــــــمن ورزش
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : wherever he is
    نوشته ها : 3,954
    تشکر : 2,173
    3,450 بار در 1,425 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:540Array

    شعر زیبا در مورد خدا




    پیش از اینها فکر می کردم خدا
    خانه ای دارد کنار ابرها

    مثل قصر پادشاه قصه ها
    خشتی از الماس خشتی از طلا
    پایه های برجش از عاج وبلور
    بر سر تختی نشسته با غرور
    ماه برق کوچکی از تاج او
    هر ستاره، پولکی از تاج او
    اطلس پیراهن او، آسمان
    نقش روی دامن او، کهکشان
    رعد وبرق شب، طنین خنــده اش
    سیل وطوفان، نعره توفنده اش
    دکمه ی پیراهن او، آفتا ب
    برق تیغ خنجر او ماهتاب
    هیچ کس از جای او آگاه نیست
    هیچ کس را در حضورش راه نیست
    پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
    از خدا در ذهنم این تصویر بود
    آن خدا بی رحم بود و خشمگین
    خانه اش در آسمان،دور از زمین
    بود، اما در میان ما نبود
    مهربان وساده و زیبا نبود
    در دل او دوستی جایی نداشت
    مهربانی هیچ معنایی نداشت
    هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا
    از زمین، از آسمان، از ابرها
    زود می گفتند : این کار خداست
    پرس وجو از کار او کاری خداست
    هرچه می پرسی، جوابش آتش است
    آب اگر خوردی، عذابش آتش است
    تا ببندی چشم، کورت می کند
    تا شدی نزدیک، دورت می کند
    کج گشودی دست، سنگت می کند
    کج نهادی پای، لنگت می کند
    با همین قصه، دلم مشغول بود
    خوابهایم، خواب دیو وغول بود
    خواب می دیدم که غرق آتشم
    در دهان اژدهای سرکشم
    در دهان اژدهای خشمگین
    بر سرم باران گرز آتشین
    محو می شد نعره هایم، بی صدا
    در طنین خنــده ی خشم خدا …
    نیت من، در نماز و در دعا
    ترس بود و وحشت از خشم خدا
    هر چه می کردم، همه از ترس بود
    مثل از بر کردن یک درس بود
    مثل تمرین حساب وهندسه
    مثل تنبیه مدیر مدرسه
    تلخ، مثل خنــده ای بی حوصله
    سخت، مثل حل صدها مسئله
    مثل تکلیف ریاضی سخت بود
    مثل صرف فعل ماضی سخت بود

    تا که یک شب دست در دست پدر
    راه افتادم به قصد یک سفر
    در میان راه، در یک روستا
    خانه ای دیدم، خوب وآشنا
    زود پرسیدم : پدر، اینجا کجاست ؟
    گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!
    گفت : اینجا می شود یک لحضه ماند
    گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
    با وضویی، دست و رویی تازه کرد
    با دل خود، گفتگویی تازه کرد
    گفتمش، پس آن خدای خشمگین
    خانه اش اینجاست ؟ اینجا، در زمین ؟
    گفت : آری، خانه او بی ریاست
    فرشهایش از گلیم و بوریاست
    مهربان وساده و بی کینه است
    مثل نوری در دل آیینه است
    عادت او نیست خشم و دشمنی
    نام او نور و نشانش روشنی
    خشم، نامی از نشانی های اوست
    حالتی از مهربانی های اوست
    قهر او از آشتی، شیرین تر است
    مثل قهر مهربان مادر است
    دوستی را دوست، معنی می دهد
    قهر هم ...........................با دوست معنی می دهد
    هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
    قهری او هم نشان دوستی است…

    تازه فهمیدم خدایم، این خداست
    این خدای مهربان وآشناست
    دوستی، از من به من نزدیک تر
    از رگ گردن به من نزدیک تر
    آن خدای پیش از این را باد برد
    نام او را هم دلم از یاد برد
    آن خدا مثل خیال و خواب بود
    چون حبابی، نقش روی آب بود
    می توانم بعد از این، با این خدا
    دوست باشم، دوست، پاک وبی ریا
    می توان با این خدا پرواز کرد
    سفره ی دل را برایش باز کرد
    می توان درباره ی گل حرف زد
    صاف وساده، مثل بلبل حرف زد
    چکه چکه مثل باران راز گفت
    با دو قطره، صد هزاران راز گفت
    می توان با او صمیمی حرف زد
    مثل یاران قدیمی حرف زد
    می توان تصنیفی از پرواز خواند
    با الفبای سکوت آواز خواند
    می توان مثل علفها حرف زد
    با زبانی بی الفبا حرف زد
    می توان درباره ی هر چیز گفت
    می توان شعری خیال انگیز گفت
    مثل این شعر روان وآشنا :
    پیش از اینها فکر می کردم خدا …
    **در دوردست غوغایی ست و در چشمان تو چه می گذرد
    اندوه را فراموش کن!
    عشق در همین حوالی آهسته نشسته است
    باور کن قلبت را که آکنده از عشق وپاکی ست
    وبشکن!!
    افسون وسیاهی را
    و در شب طلوع کن بی پایان
    نگاه کن!چشمان من غبار می زدایند تا وارث نگاهت باقی بمانند**




  2. 6 کاربر به خاطر این پست از sonia تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مصاحبه کامل با نیوشا ضیغمی
    توسط llvllr-_-el.nino در انجمن اطلاع رسانی ، نقد و بحث پیرامون آثار و هنرمندان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 08-04-2012, 12:33
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-27-2010, 17:24
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-23-2010, 19:14

بازدیدکنندگان با جستجوی این عبارات به این صفحه رسیدند :

متن زیبا در مورد خدا

شعر تشکر از خدا

شعر در مورد خدا

شعر های زیبا درباره خدا

اشعار زیبا در مورد خدا

متن های زیبا درباره خدا

شعرزیبا

شعر درموردخدا

متن زیبا درباره خدا

شعر زیبا در مورد خدا

اشعار زیبا درباره خدا

متن زيبا در مورد خدا

متن درموردخدا

شعرهای زیبا در مورد خدا

اشعار زیبا در مورد باران

متن در مورد خداشعر زیبا در مورد بارانمتن زیبا درمورد خدادرموردخداشعر زیبا در مورد دوستشعری درموردخدامتن درباره خداشعر خداشعر های در مورد خداشعر و متن زیبا برای خدا

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •