تبلیغ در اینترنت

صفحه 13 از 23 نخستنخست ... 389101112131415161718 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 145 تا 156 , از مجموع 270

موضوع: زندگینامه بزرگان ادب پارسي

  1. #145

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: 3 کاربر از ali266 بخاطر ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند:

    حنظله بادغيسی



    تولد : - -

    وفات : 219/220ق



    حنظله بادغيسی. (و ف 219/220ق)، شاعر. از نخستين شاعران و گويندگان زبان پارسی است كه در عهد طاهريان می‌زيست نظامی عروضی از قول احمد بن عبدالله خجستانی «ديوان» شعری به وی نسبت می‌دهد.



    آثار :



    از اشعار وی تنها پنج بيت، شامل يك قطعه دو بيتی و يك مفرد به دست آمده است.

  2. #146

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: 3 کاربر از ali266 بخاطر ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند:



    تولد : 1340 - آبادان



    خانيان در سال 1340 در آبادان متولد شد. اولين مجموعه داستان كوتاه او در سال 1372 و دومين اثرش با نام «بازي روي خط ممنوع» در سال 1375 و اولين رمان چاپ شده او با نام «او» در موضوع انقلاب اسلامي در سال 1376 منتشر شده است. او نمايشنامه‌هاي «بابور»، «عشق سال ريكن»، «روي ني‌بندي»، «پرگار» و «چهارمين نامه» را طي سالهاي 66 تا 76 نوشته كه در تهران به اجرا درآمده است. «كودكيهاي زمين» و «سبور» دو رمان معروف او با موضوع دفاع مقدس است.



    آثار :



    «كودكيهاي زمين» و «سبور» ، نمايشنامه‌هاي «بابور»، «عشق سال ريكن»، «روي ني‌بندي»، «پرگار» و «چهارمين نامه»


  3. #147

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: 3 کاربر از ali266 بخاطر ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند:

    سهیلا فرجام:[/b]

    در سال 1335 در آبادان متولد و تا هنگام اخذ دیپلم در آبادان ساكن بود، برای ادامه تحصیل در دانشكده پرستاری نیروی هوایی به تهران می‌رود و پس از فارغ‌التحصیلی در سال 56 به دزفول نقل مكان می‌كند، به دلیل آغاز جنگ از سال 60 تاكنون در تهران به سر می‌برد. او حدود 10 سال است كه به نویسندگی مشغول و با نشریات زن روز، كیهان، كیهان هوایی و مجله فضیلت خانواده (دبیر سرویس داستان) همكاری داشته است. او همكاریهایی نیز با صدا و سیما داشته و گاهی راوی برنامه‌هایی بوده است. علاوه بر این؛ فعالیت هایی نیز به‌عنوان ********وایزر در بیمارستان نیروی هوایی داشته و دوره‌ای هم با آموزش و پرورش همكاری می‌كرده است.




  4. #148

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: 3 کاربر از ali266 بخاطر ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند:

    کریم رجب زاده:

    رجب‌زاده در بيست و چهارم مهر 1326 در يكي از روستاهاي لاهيجان متولد شد. او دوران كودكي و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در زادگاه خود و در لنگرود گذراند و پس از پايان تحصيل به منظور گذراندن خدمت نظام وظيفه به تهران اعزام شد و از همان زمان ساكن تهران شد. رويكرد وي به شعر به زمان تحصيل بازمي‌گردد. شعرهاي وي تا كنون به صورت پراكنده در نشريات مختلف و برخي از ج‍ُنگهاي ادبي انتشار يافته است. رجب‌زاده در قالبهاي مختلف اعم از كلاسيك (غزل، رباعي، دوبيتي، مثنوي) و نيمايي و سپيد به سرودن پرداخته است وي پس از اقامت در تهران به استخدام بانك مسكن درآمد و پس از سه دهه كار، اينك به دوران بازنشستگي نايل شده است. آثار: «از شرق خون»، ناشر مؤلف 1357، «آوازخواني بي‌زبان» برگ 1369، «از زخم زيتون»، «قرارمان پاي همين شعر» حوزه هنري 1376، «گزيده ادبيات معاصر» نيستان 78 و «راز غريب ارغوان» نشر قو 1381.




  5. #149

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: 3 کاربر از ali266 بخاطر ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند:

    ابو محمدرشيد سمرقندي:

    رشيد سمرقندي, ابو محمد عبدالله بن محمد. (و ف 562ق), شاعر. ملقب به سيدالشعراء و تاج‌الشعراء. وي از معاصران آل افراسياب است و از شعراء دربار خضربن ابراهيم خان بود . معاصر مسعود سعد سلمان و عمعق بخاري بوده و با ايشان ماوده شعري داشته است. آثار: منظومه‌هاي «زينت نامه» و«مهر وفا» را به او نسبت داده‌اند.


  6. #150

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: 3 کاربر از ali266 بخاطر ارسال این پست سپاسگزاری کرده اند:

    محبوبه خراسانی



    تولد : 1354 - مشهد



    او در 5 تير 1354 در مشهد متولد شد، و از سال 1381 در اصفهان زندگي مي‌كند و دانشجوي دكتراي ادبيات فارسي مي‌باشد؛ او مدير گروه ادبيات فارسي دانشگاه آزاد فريدن و عضو هيات علمي دانشگاه نجف‌آباد مي‌باشد. همچنين پايان‌نامه ي وي در هشتمين دوره ي پايان‌نامه ي سال دانشجوي در خرداد سال 1383 به‌عنوان پايان‌نامه ي برگزيده شناخته شد .



    آثار :



    تحقيق بر روي روايت‌شناسي و قصه‌هاي عاميانه، ريشه‌هاي رمان كيمياگر اثر پائولوكوئيلو، تصحيح متون قديم. آثار در دست چاپ: تراپ و ريخت‌شناسي هزار و يك شب، در حال ترجمه كتاب راجر وبستر به نام درآمدي بر مطالعه نظريه ي ادبي .

  7. #151

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: ๑۩۞۩๑ محمد باقر خسروي ๑۩۞۩๑

    محمد باقر خسروي



    تولد : 1266 هـ. ق - كرمانشاه

    وفات : 1338هـ.ق



    يكي از پيشوايان نثر نوين ادبي، نويسنده ی نخستين رمان تاريخي ايران خسروي كرمانشاهي است. محمد باقر ميرزا خسروي، فرزند محمد رحيم ميرزا ( فرزند محمد علي ميرزا دولتشاه فرزند ارشد فتحعلي شاه قاجار) در 24 ربيع الثاني 1266 هـ. ق، در كرمانشاه به دنيا آمد و در همان شهر تحصيل كرد. وي از آغاز جواني با وجود مخالفت پدر به شعر و شاعري رغبت داشت و گاهي ابياتي مي سرود، تا آنكه حسينقلي خان سلطاني كلهر او را به سرودن شعر تشويق و تخلص خسروي را براي وي اختيار كرد. خسروي پس از وفات پدر براي برقراري مرسومش به تهران رفت و پس از سالي به كرمانشاهان باز آمد و پنج سالي در تلگرافخانه آنجا مجاناً خدمت كرد و از آن پس گوشه عزلت گرفت. علاء الدوله، حكمران كرمانشاهان، كه شيفته اخلاق و معلومات خسروي شده بود، او را به رياست دارالانشاء دعوت كرد و گويا در اوايل سال 1319 هـ . ق، بود كه علاء الدوله به ايالت فارس منتقل شد و خسروي را نيز با خود برد خسروي در آن زمان كه حكومت استبدادي آخرين شعله خود را در هوا گم مي كرد و ماموران دولت بر جان و مال مردم اختياري نامحدود داشتند پس از فراغت از خدمت روزانه بر مزار شيخ و خواجه اعتكاف مي جست و به خدمت و فاعلي شاه، سرسلسله ی درويشان شاه نعمت الهي، مي شتافت و اوقات فراغت را به تزكيه ی نفس يا به تماشاي مكان های قديمي و آثار باستاني فارس مي گذراند. نتيجه اين مطالعات و رهاورد اين سفر طرح رمان تاريخي معروف او شمس و طغرا بود كه بعدها در يكي از مزارع ماهيدشت به رشته ی تحرير كشيد. خسروي به كرمانشاهان مراجعت كرد. مشروطه آغاز شد و او از افكار جديد پشتيباني كرد. انجمن ولايتي كرمانشاهان را تاسيس كرد و در همه انقلاباتي كه پديد آمد بر عقيده خود پايدار ماند و در نتيجه ی كشمكش ها و حوادث محلي چندين بار به حكم اجبار از شهر به دامن صحرا و ايلات، كه با بعضي از آنها خويشي داشت، پناه برد و در انقلاباتي كه بعد از ورود سالار الدوله به صفحه غرب رخ داد، ناچار ايران را ترك گفت و عازم زيارت عتبات شد. در ايام جنگ بين الملل اول كه صفحات غرب ايران ميدان تاخت و تاز لشگريان بيگانه شده بود، خسروي مدتي به كوه و صحرا پناه برد و با عشاير گريزان در غارها و جنگل ها، مسكن گزيد و عاقبت با قول و قرار او را به شهر آوردند و به محض ورود دستگير و زنداني كردند و خواستند به سيستان تبعيدش كنند، ليكن در همدان فسخ عزيمت كرده پس از دو ماه حبس به وساطت امير افخم، به شرط اينكه از تهران خارج نشود، اجازه آمدن به مركز دادند. خسروي باقي عمر را در تهران به مطالعه و هم نشینی با دانشمندان گذراند و سرانجام به روز چهارشنبه 16 ربيع الاول 1338 ه. ق درگذشت. قصيده ها و غزل هایی از خسروي باقي مانده كه در شهريور ماه 1304 ش، در تهران به چاپ رسيده است. خسروي كتابي به نام ديباي خسروي در ترجمه و احوال دويست و بيست تن از شعراي نامدار عرب و برخي اشعار آنان و وقايع تاريخي كه با حال و اشعار آن گروه مناسب بوده، به رشته ی تحرير كشيده و رساله اي به نام تشريح العلل در زحافات و بحور و اركان علم عروض نوشته و نيز رماني در شرح احوال حسينقلي خان جهانسوز شاه و وقايع زمان ظهور قاجاريه و نيروگيري اين سلسله نگاشته و هم داستان عذرا قريش تاليف جرجي زيدان، دارنده ی مجله الهلال مصر و كتاب الهيه و الاسلام تاليف شهرستاني را به فارسي ترجمه كرده است. اما از نوشته هاي او آنچه بيشتر اهميت دارد، همان رمان شمس و طغراست.



    آثار :



    از نوشته هاي او آنچه بيشتر اهميت دارد، همان رمان شمس و طغراست.

  8. #152

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: ๑۩۞۩๑ محمد باقر خسروي ๑۩۞۩๑

    "كمال‌الدين مسعود كمال خجندي"

    سده ي نهم هجري - خجند



    سال و محل وفات: حدود 802/803/808 هـ.ق





    وی متخلص به "كمال" بود و معروف به "شيخ كمال". در "خجند" از "بلاد ماوراءالنهر" به دنيا آمد. در جواني به سفر "حج" رفت و بعد از بازگشت در "تبريز" ساکن شد و تحت حمايت "سلطان حسين جلاير"(776- 784 هـ.ق.) قرارگرفت. وي در علوم ظاهري و باطني عصر خود استاد بود و چون در تصوف، شعر و ادب تبحر داشت پيروان و مريدان بسياري پيدا كرد. او با "شيخ زين‌الدين خوافي" و "مولانا محمد شيرين"، مشهور به "مغربي"، معاصر و معاشر بود. "كمال" در پي آشوب‌هاي "تبريز"، مدت چهارسال به شهر "سراي"، پايتخت "قيچاق" رفت و مريدان بسيار در آنجا به دست آورد و با "خواجه عبيدالله چاچي"، عارف مشهور، ملاقات و صحبت داشت. وي در (798 هـ.ق.) به تبريز بازگشت و مورد حمايت "ميرزا ميرانشاه"، فرزند "تيمور"، قرارگرفت و در خانقاهي كه داشت تا آخر عمر زيست. كمال، معاصر "حافظ شيرازي" بود و پيشه ی شاعري نداشت بلكه شعر را براي بيان احساس ها و افكار خود و براي ارشاد و تربيت ديگران به كار مى برد. وي غزل‌‌هاي عارفانه را استادانه مى سرود و گذشته از "جامي" تنها شاعري است كه حتي‌المقدور سعي مى كرد غزل هایش همه در طول يكسان باشند، يعني از هفت بيت تجاوز نكنند. كمال در سرودن شعر سبك از "خواجه حسن دهلوي" پيروي مى كرد. او در تبريز درگذشت. در مورد زمان فوت او تذكره‌ها تاريخ‌هاي متفاوتي از (792 تا 808 هـ.ق.) ذكر شده است.



    آثار: "ديوان" شعر، حدود هشت هزار بيت.



  9. #153

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: ๑۩۞۩๑ محمد باقر خسروي ๑۩۞۩๑

    غلامرضا كيوان سميعي:



    سال ومحل تولد:1292هـ.ش. - كرمانشاه



    سال و محل وفات: 1372هـ.ش.





    زندگينامه:

    وی فرزند "محمد صادق" و متخلص به "كيوان" بود. در "كرمانشاه" به دنيا آمد. در كنار تحصيلات جديد، صرف و نحو را نزد "ميرزا باقر توحيدي" فراگرفت؛ همچنين منطق و نحو را نزد "شيخ عزيزالله واعظ" خواند و علوم عربي، منطق، نحو، اصول و فقه را نزد "حاج‌آقا ميبدي" ادامه داد. در نوزده سالگي براي تكميل تحصيلات به "قم" رفت و از "آيت‌الله سيد محمد حجت" بهره برد. او معقول را نزد "آيت‌الله ميرزا محمد علي شاه آبادي" فراگرفت.‌آن گاه به "مشهد" رفت و ادبيات را نزد "اديب نيشابوري دوم" تكميل كرد. وي همچنين در محضر "حكيم آقا بزرگ عسكري" و فرزندش "ميرزا مهدي عسكري" بهره برد؛ سپس به "تهران" آمد و با مجمع های ادبي، بزرگان و دانشمندان آشنا شد و از محضر "حاج شيخ عبدالله حايري" و "حاج شيخ عباس علي كيوان قزويني" استفاده برد . آن گاه به زادگاهش بازگشت و چندي از محضر "سردار كابلي" كسب فيض نمود. در ( 1322 هـ. ش.) به "تهران" آمد، مقيم گشت و به مطالعه، تحقيق و تأليف پرداخت. او مدتي امور حقوقي بانك كشاورزي را عهده دار بود . وي در تهران وفات يافت و در "بهشت زهرا"، قطعه ی هنرمندان ، دفن شد.



    .



  10. #154

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: ๑۩۞۩๑ محمد باقر خسروي ๑۩۞۩๑



    تولد : 520 ه ق - شروان‌ آذربايجان‌

    وفات : 595 ه ق



    حكيم‌ افضل‌ الدين‌ بديل‌ بن‌ علي‌ خاقاني‌ ملقب‌ به‌ حسان‌ العجم‌ شاعر و سخن‌سراي‌ بزرگ‌ ايراني‌ و ازقصيده‌گويان‌ درجه‌ اول‌ قرن‌ ششم‌ هجري‌ در سال‌ 520 ه. ق‌ در شروان‌ آذربايجان‌ تولد يافت‌. پدر وي‌ نجيب‌ الدين‌ علي‌ مروي‌ نجار بود و مادرش‌ نيز از خانواده‌هاي‌ عيسوي‌ آن‌ ولايت‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ كه‌ به‌ اسلام‌ گرويده‌ بود. روزگار كودكي‌ شاعر نامدار توأم‌ با سختي‌ و معيشت‌ بود و پس‌ از مرگ‌ زود هنگام‌ پدرش‌ تحت‌ حمايت‌ مادر و عمويش‌ كافي‌ الدين‌ عمر بن‌ عثمان‌ كه‌ طيبب‌ و فيلسوف‌ بود درآمد. خاقاني‌ از كودكي‌ داراي‌ هوش‌ واستعداد شگرفي‌ بود و همين‌ استعداد و ذكاوت‌ توجه‌ عمويش‌ را به‌ او معطوف‌ ساخت‌ و در كنف‌ حمايت‌ وي‌ به‌ تحصيل‌ دانش‌هاي‌ متداول‌ روزگار خويش‌ از ادبيات‌ عرب‌ و فارسي‌ و حديث‌ و منطق‌ و فلسفه‌ و قرآن‌ پرداخت‌ و گذشته‌ از عمو و پسر عموي‌ دانشمندش‌ از بزرگاني‌ همچون‌ ابوالعلاء گنجوي‌(1) شاعر دربار شرو انشاه‌ نيز بهره‌ها آموخت‌. تحصيل‌ گسترده‌ همه‌ شاخه‌هاي‌ علوم‌ كه‌ در ظرف‌ چند سال‌ بطول‌ انجاميد در روحيه‌ و آثار افضل‌ الدين‌ اثرات‌ عميقي‌ بر جاي‌ گذاشت‌ و هنوز جواني‌ بيش‌ نبود كه‌ با كمك‌ ابوالعلاء گنجوي‌ به‌ دربار خاقان‌ اكبر فخرالدين‌ منوچهر شروانشاه‌ (از شاهان‌ محلي‌ غرب‌ ايران‌ كه‌ باج‌ گزار سلجوقيان عراق‌ بود) راه‌ يافت‌ و در زمره‌ شاعران‌ چيره‌دست‌ ديار خود جاي‌ گرفت‌. خاقاني‌ پس‌ از جاي‌ گرفتن‌ در دربار شروانشاه‌ تخلص‌ پيشين‌ خود، حقايقي‌، را به‌ كناري‌ نهاد و به‌ افتخار آن‌ پادشاه‌ خود را خاقاني‌ خواند. اين‌ دوران‌، عصر شكوه‌ و رونق‌ شاعر جوان‌ بود چرا كه‌ ابوالعلاء گنجوي‌ نيز كه‌ شيفته‌ كمالات‌ شاگرد خود شده‌ بود دختر خوش‌ را به‌ او داد و سعي‌ كرد جايگاه‌ شاعر جوان‌ را در دربار شروانشاه‌ مستحكم‌ سازد. خاقاني‌ در دوره‌ اقامت‌ خود در دربار منوچهر شروان‌ شاه‌ صله‌هاي‌ هنگفت‌ و جايزه‌هاي‌ گرانبهايي‌ از آن‌ پادشاه‌ دريافت‌ نمود ولي‌ چندي‌ نگذشت‌ كه‌ در اثر سعايت‌ بدخواهان‌ و حسادت‌ پدرزنش‌ ابوالعلاء گنجوي‌، شاعر از اقامت‌ در دربار شاه‌ و مداحي‌ و تملق‌ گويي‌ كه‌ چندان‌ با مذاق‌ او سازگار نبود دلتنگ‌ و ملول‌ گشت‌ و با وجود مخالفت‌ شروان‌ شاه‌، به‌ شوق‌ ديدار بزرگان‌ علم‌ و ادب‌ ساير ديار و عرضه‌ هنر و استعداد خود به‌ دربار ساير شاهان‌ ايران‌ زمين‌ بويژه‌ در مشرق‌ ايران‌ رهسپار ري‌ و خراسان گشت‌.(2) خاقاني‌ پس‌ از ورود به‌ ري‌ مدتي‌ را در اين‌ شهر سپري‌ نمود و در حالي‌ كه‌ سوداي‌ پيوستن‌ به‌ دربار سلطان‌ سنجر پادشاه‌ بزرگ‌ سلجوقي‌ را داشت‌ با شنيدن‌ خبر فرو پاشيدن‌ امپراطوري‌ سلجوقيان‌ بدست‌ تركان‌ غز نااميد و مغموم‌ به‌ شروان‌ بازگشت‌. با اين‌ حال‌ رجعت‌ به‌ ميهن‌ چندان‌ ميل‌ و رغبت‌ او را برنينگيخت‌ بويژه‌ كه‌ بين‌ او و پدر زنش‌ نيز كدورتي‌ سخت‌ حاصل‌ شده‌ بود و دو طرف‌ به‌ هجو يكديگر پرداخته‌ بودند. از اين‌ روي‌ شاعر كه‌ دل‌ در سوداي‌ سفر به‌ ساير مناطق‌ را داشت‌ پس‌ از مدتي‌ كوتاه‌ بار ديگر در سال‌ 551 ه .ق‌ ميهن‌ خود را ترك‌ گفت‌ و عازم‌ سفر حج‌ گشت‌ و پس‌ از انجام‌ فرائض‌ ديني‌ در بغداد به‌ خدمت‌ المتقي‌ لامرا... خليفه‌ عباسي‌ رسيد و در ادامه‌ سفر پس‌ از بازديد از خرابه‌هاي‌ كاخ‌ مداين‌ و شهر اصفهان به‌ شروان‌ بازگشت‌. ره‌ توشه‌ خاقاني‌ از اين‌ سفر سرودن‌ سفرنامه‌ تحفه‌ العراقين‌ بود كه‌ در آن‌ شاعر شرح‌زيارت‌ خانه‌ خدا و شهرهاي‌ سر راه‌ و بزرگاني‌ را كه‌ ملاقات‌ نموده‌ آورده‌ و در انتها نيز از احوال‌ و روزگار خود سخن‌ رانده‌ است‌. شاعر بزرگ‌ قصيده‌سرا پس‌ از بازگشت‌ در سال‌ 554 ه.ق‌ بار ديگر به‌ دربار شروانشاه‌ پيوست‌ ولي‌ چندي‌ نگذشت‌ كه‌ با شاه‌ اختلاف‌ پيدا كرد وبه‌ مدت‌ يك‌ سال‌ در قله‌ شابران‌ محبوس‌ شد و در اين‌ مدت‌ چند حبسيه‌ زيبا سرود كه‌ از بهترين‌ اشعار از اين‌ نوع‌ در ادبيات‌ فارسي‌ به‌ شمار مي‌روند. خاقاني‌ در سال‌ 569 ه. ق‌ براي‌ دومين‌ بار عازم‌ سفر حج‌ شد و پس‌ از دو سال‌ كه‌ به‌ شهر خود بازگشت‌ با مصيبت‌ عظيمي‌ مواجه‌ شد و آن‌ در گذشت‌ پسر بيست‌ ساله‌اش‌ بود. سال‌هاي‌ آخر عمر خاقاني‌ با درد و رنج‌ فراوان‌ همراه‌ بود و او سختي‌هاي‌ فراواني‌ را چه‌ از دوستان‌ و چه‌ از دشمنان‌ خود متحمل‌ گشت‌ و پس‌ از سفري‌ به‌ تبريز در سال‌ 580ه.ق‌ چند سال‌ در اين‌ شهر اقامت‌ گزيد و سرانجام‌ نيز در همين‌ شهر در گذشت‌ و در قبرستان‌ معروف‌ آن‌ شهر موسوم‌ به‌ مقبره‌الشعرا مدفون‌ گشت‌.(3) خاقاني‌ را استاد سخن‌ فارسي‌ و از قصيده‌گويان‌ درجه‌ اول‌ ايران‌ دانسته‌اند كه‌ اگرچه‌ شاعري‌ مديحه‌ سرا بود ولي‌ شاعري‌ را به‌ منزله‌ حرفه‌اي‌ براي‌ كسب‌ درآمد پيشه‌ خود نساخته‌ بود. وي‌ در اشعار خود از كليه‌ معارف‌ زمان‌ خود استفاده‌ كرده‌ است‌ و درصدد بوده‌ تا تسلط خود را بر كليه‌ اين‌ علوم‌ و همچنين‌ در صنايع‌ لفظي‌ در پيش‌ چشم‌ خوانندگان‌ خود به‌ نمايش‌ گذارد. حكيم‌ شروان‌ اگرچه‌ هم‌ در علم‌ و هم‌ در شعر پايگاه‌ بلندي‌ داشت‌ ولي‌ نخستين‌ و بزرگ‌ترين‌ شاعري‌ بود كه‌ علم‌ را در خدمت‌ شعر گرفت‌ كه‌ البته‌ اين‌ امر سبب‌ ايجاد دشواري‌هايي‌ نيز در درك‌ اشعار وي‌ گشته‌ است‌. با اين‌ حال‌ بايد گفت‌ كه‌ اين‌ دشواري‌ها نه‌ از تمايل‌ شاعر به‌ مبهوت‌ ساختن‌ و تحت‌ تأثير قرار دادن‌ خواننده‌ ناشي‌ مي‌شود و نه‌ از لذت‌ سطحي‌ و كم‌ مايه‌ او در استفاده‌ از كلام‌ مصنوع‌ و متقيد; بلكه‌ از غناي‌ فكري‌ او سرچمشه‌ مي‌گيرد كه‌ تراز انديشه‌ و دانش‌ خوانندگان‌ شعرش‌ را با خود برابر فرض‌ مي‌كند. خاقاني‌ علاوه‌ بر استواري‌ ومحكمي‌ اشعارش‌، در زبان‌ عربي‌ نيز مانند فارسي‌ تبحر داشته‌ و به‌ الفاظ و تركيبات‌ ادبي‌ آن‌ زبان‌ تسلط كاملي‌ داشته‌ است‌. در قصايد خاقاني‌ بويژه‌ قطعاتي‌ كه‌ در وصف‌ كعبه‌ و نعت‌ حضرت‌ رسول‌ و نظاير آن‌ سروده‌ ديانت‌ و زهد حكيم‌ متجلي‌ است‌ و ظاهرا روحانيت‌ و ايمان‌ او در اثر دوبار زيارت‌ عاشقانه‌ خانه‌ خدا و چشيدن‌ گرم‌ و سرد روزگار و ديدن‌ ابرار و اشرار تقويت‌ گشته‌ است‌. شاعر سخن‌ سنج‌ در اشعار زيباي‌ خود مردم‌ را به‌ پرهيز از بدي‌ و روي‌ آوردن‌ به‌ نيكي‌ فراخوانده‌ است‌ و اگر چه‌ تا حدودي‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ روزگار خود بدبين‌ است‌ ولي‌ با اين‌ حال‌ مردمان‌ رابه‌ نيكي‌ و فداكاري‌ سوق‌ داده‌ است‌. خاقاني‌ در زندگي‌ ناآرام‌ خود سختي‌ها و دشواري‌هاي‌ فراواني‌ ديد و حسادت‌، فقدان‌ دوستان‌، خيانت‌ و حبس‌ ضربات‌ سنگيني‌ بر او وارد آورد و موجب‌ درون‌ نگري‌ او شد. زيباترين‌ اشعار اين‌ شاعر شيرين‌ گفتار كه‌ انديشه‌هاي‌ او را به‌ بهترين‌ صورت‌ بيان‌ كرده‌ است‌ قصيده‌هايي‌ است‌ كه‌ در آن‌ شاعر از خويشان‌ و دوستان‌ و مردم‌ شروان‌ شكوه‌ كرده‌ است‌ و عالي‌ترين‌ و بي‌پيرايه‌ترين‌ احساسات‌ انسان‌ دوستانه‌ خود را نمايان‌ ساخته‌ است‌. وي‌ در غزليات‌ زيباي‌ خود تنفرش‌ را از ظاهرپرستي‌ و تملق‌ آشكار ساخته‌ و انسان‌ها را به‌ معني‌ پرستي‌ دعوت‌ كرده‌ است‌. بزرگ‌ترين‌ ويژگي‌ خاقاني‌ قوت‌ انديشه‌ و مهارت‌ او در تركيب‌ الفاظ و خلق‌ معاني‌ و ابتكار مضامين‌ جديد و پيش‌ گرفتن‌ راههاي‌ خاص‌ در توصيف‌ و تشبيه‌ است‌ و هيچ‌ قصيده‌ و قطعه‌ و شعر او نيست‌ كه‌ از اين‌ جهات‌ تازگي‌ نداشته‌ باشد. لطف‌ ضمير خاقاني‌ در منعكس‌ ساختن‌ وقايعي‌ كه‌ در كشور ايران‌ در دوره‌ همعصر شاعر روي‌ داده‌ از جمله‌ حادثه‌ خون‌ آلود هجوم‌ تركان‌ غز به‌ ايران‌ و ويراني‌هايي‌ كه‌ در خراسان‌ به‌ بار آمد بخوبي‌ منعكس‌ است‌.قصيده‌اي‌ كه‌ در وصف‌ ايوان‌ مداين‌ و ويرانه‌هاي‌ كاخ‌ شاهي‌ ساسانيان سروده‌ است‌ نيز بخوبي‌ حسرت‌ او را از درهم‌ شكستن‌ عظمت‌ ايران‌ نشان‌ مي‌دهد و خاقاني‌ سعي‌ كرده‌ از اين‌ طريق‌ مردمان‌ را به‌ بي‌اعتباري‌ دنيا فرا خواند. مهمترين‌ آثار برجاي‌ مانده‌ از اين‌ شاعر توانا عبارت‌ است‌ از كليات‌ ديوان‌ در برگيرنده‌ انواع‌ قالب‌هاي‌ شعري‌ اعم‌از غزل‌ و رباعي‌ و مثنوي‌ تحفه‌العراقين‌. در مثنوي‌ تحفه‌العراقين‌ مطالب‌ و مضامين‌ گوناگون‌ از قبيل‌ وصف‌ طبيعت‌ و طبايع‌ و نقل‌ مواعظ و مدح‌ انبياء و ائمه‌ و تعريف‌ بلاد و بويژه‌ مكه‌ و مقامات‌ متبركه‌ و شرح‌ مناسك‌ حج‌ و شرحي‌ ازخود شاعر و خويشانش‌ آمده‌ است‌. اين‌ وسعت‌ اطلاعات‌ به‌ همراه‌ به‌ كار بردن‌ غريب‌ترين‌ كلمات‌ عربي‌ و اصطلاحات‌ نجومي‌ و فلسفي‌ و تاريخي‌ و جغرافيايي‌ و امثال‌ آن‌ به‌ همراه‌ استعاره‌ها و باريك‌انديشي‌ در آفرينش‌ مضمون‌هاي‌ تازه‌ و تركيب‌هاي‌ خاص‌، رنگ‌ و بوي‌ خاصي‌ به‌ آثار اين‌ قصيده‌سراي‌ بزرگ‌ بخشيده‌ و عمق‌ دانش‌ او را به‌ نمايش‌ گذاشته‌ است‌. از معروف‌ترين‌ اشعار خاقاني‌ دو قصيده‌ يكي‌ در وصف‌ و مدح‌ مكه‌ و ديگري‌ ايوان‌ مداين‌ است. --------------------------> 1- نظام‌ الدين‌ محمد و ابوالعلاء گنجوي‌ از شاعران‌ و قصيده‌سرايان‌ معروف‌ آذربايجان‌ (500 ـ 554 ه. ق‌) و از شعراي‌ معاصر خاقاني‌ است‌ كه‌ در دربار شروانشاه‌ مي‌زيسته‌ است‌. وي‌ در اشعار خويش‌ به‌ فضل‌ خود باليده‌ و خويشتن‌ را از سخن‌سرايان‌ بزگ‌ ايران‌ دانسته‌ است : ( بچون‌ مني‌ كه‌ ز اقران‌ خود سبق‌ بردم‌/ گر اهل‌ گنجه‌ تفاخر كنند هست‌ روا // ... ضميرم‌ ابر و سخن‌ گوهرست‌ و دل‌ دريا / زبان‌ منادي‌ و دل‌ گوهر و زمانه‌ بها// بهر دياري‌ گفتار من‌ غريب‌ و شريف‌ / بهر بلادي‌ اشعار من‌ روان‌ و روا) 2- خاقاني‌ با حكيم‌ نظامي‌ گنجوي‌، رشيد الدين‌ رطواط، فلكي‌ شيرواني‌ و اثيراخسيكتي‌ هم عصر بوده‌ است‌ ولي‌ جداي‌ از نظامي‌ با هيچيك‌ از ديگر شاعران‌ ياد شده‌ رابطه‌ خوبي‌ نداشت‌. 3- اختلاف‌ پدر زن‌ و داماد به‌ كينه‌ و دشمني‌ شديدي‌ مبدل‌ گشت‌ و تا پايان‌ مرگ‌ ابوالعلاء گنجوي‌ ادامه‌ يافت‌. اين‌ دو شاعر يكديگر را به‌ سختي‌ هجو كردند و خاقاني‌ حتي‌ پدرزنش‌ را به‌ قرمطي‌ و اسمايعل‌ بودن‌ (كه‌ در آن‌ روزگار تهمتي‌ بسيار سنگين‌ بود) متهم‌ ساخت‌. چند بيت‌ از هجويه‌ تند و گزنده‌ ابوالعلاء در حمله‌ به‌ شاگرد و داماد خويش‌ چنين‌ است‌: (... تو اي‌ افضل‌الدين‌ اگر راست‌ پرسي‌ / به‌ جان‌ عزيزت‌ كه‌ از تو نه‌ شادم‌ // درودگر و سر بود نامت‌ به‌ شروان‌ / به‌ خاقانيت‌ من‌ لقب‌ بر نهادم‌ // به‌ جاي‌ تو بسيار كردم‌ نكويي‌ / ترا دختر و مال‌ و شهرت‌ بدادم‌/ / چرا حرمت‌ من‌ ندادي‌ تو؟ چون‌ من‌ / ترا هم‌ پدرخوانده‌، هم‌ اوستادم‌…)

    آثار :



    مهمترين‌ آثار برجاي‌ مانده‌ از اين‌ شاعر توانا عبارت‌ است‌ از كليات‌ ديوان‌ :در برگيرنده‌ انواع‌ قالب‌هاي‌ شعري‌ اعم‌از غزل‌ و رباعي‌ و مثنوي‌ تحفه‌العراقين‌. در مثنوي‌ تحفه‌العراقين‌ مطالب‌ و مضامين‌ گوناگون‌ از قبيل‌ وصف‌ طبيعت‌ و طبايع‌ و نقل‌ مواعظ و مدح‌ انبياء و ائمه‌ و تعريف‌ بلاد و بويژه‌ مكه‌ و مقامات‌ متبركه‌ و شرح‌ مناسك‌ حج‌ و شرحي‌ ازخود شاعر و خويشانش‌ آمده‌ است.‌

  11. #155

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: ๑۩۞۩๑ محمد باقر خسروي ๑۩۞۩๑



    1294هـ.ش. - تهران

    وفات : 1369هـ. ش.



    وی فرزند "هادي نوري" بود و نسبش به "حاج شيخ فضل‌الله نوري" مى رسد. در "تهران" به دنيا آمد. پس از اتمام تحصيلات ابتدايي در مدرسه ی "ناموس" و تحصيلات متوسطه را در "دانشسراي مقدماتي"، به پايان رساند. او بلافاصله به تدريس در مدارس ملي و دولتي پرداخت. در (1318هـ.ش.) از دانشكده ی ادبيات دانشگاه تهران، مدرک کارشناسی زبان و ادبيات فارسي گرفت. وي در ضمن خدمات دولتي، در رشته ی زبان و ادبيات فارسي ادامه ی تحصيل داد و با ارائه رساله ی خود در باره ی "سبك ادبي تواريخ ايران بعد از اسلام" موفق به گرفتن مدرك دكترا شد. پس از چند سال تدريس در مدارس و رياست دبيرستان "نوربخش" به سمت "دانشياري" و سپس به مقام استادي دانشگاه ادبيات رسيد. وي به اتفاق همسرش، "پرويز ناتل خانلري"، در (1322 هـ.ش.) مجله ی ادبي "سخن" را منتشر كرد و در اين ايام در "شوراي زنان" با "دكتر فاطمه سياح" و عده‌‌اي ديگر به فعاليت‌‌‌‌هاي اجتماعي پرداخت. او براي مطالعه در باره ی كتاب های درسي به كشورهاي "فرانسه" و "انگلستان" سفر كرد پس از بازگشت، در سازمان كتاب هاي درسي با عده‌اي از همكارانش به تغيير و تحول كتاب های درسي پرداخت.

    آثار :



    "پروين و پرويز" داستان؛ "ژاله يا رهبر دوشيزگان"، داستان؛ "نمونه غزل فارسي"؛ "راهنماي ادبيات فارسي"؛ "داستان هاي دل انگيز ادبيات فارسي"؛ برگزيده "قابوس نامه"؛ "داستان حسنك"، از "تاريخ بيهقي"؛ "افسانه سيمرغ" ، براي كودكان، از "منطق‌الطير"عطار؛ ترجمه‌‌هاي: "بيست داستان"، "سه انديشه دخترك گوژپشت"، "خانه افسون زده"، "انتقام سگ"، "روسري سياه"، "شب عروسي"، "كداميك است"، "دود"، "زن مرده و زن زنده"، "سكته ناقص"، "گل سرخ"، "سرگرمي"، "چائولا ماه را كشف مي‌كند"، "نمازخانه كوچك"، "پاسخ"، "بيچاره آن مرحوم"، "دو و دو = شش"، "لباس نو"، "رنج هاي جواني ورتر"، "آقاي رئيس جمهوري"، "پاپ سبز".


  12. #156

    كاربرسايت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    نوشته ها : 1,537
    تشکر : 697
    855 بار در 246 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:22Array

    پیش فرض Cvp: ๑۩۞۩๑ محمد باقر خسروي ๑۩۞۩๑



    سده سيزدهم ق

    وفات : سده چهاردهم ق



    خجسته كاشانی، ميرزا محمد خان، فرزند محمد حسين خان ملك‌الشعرا. (س سيزدهم و چهاردهم ق)، اديب و شاعر، متخلص به خجسته. معروف به نديم باشی. وی دبيری نيكو خط و خوش‌اخلاق بود. نزد عموی خويش، ابوالقاسم خان، فروع قواعد و قوانين ادبی و عربی را فراگرفت. خجسته در سرودن شعر مايل به شيوه منوچهری بود و اغلب قصايد و مسمط اورا به نيكوئی پاسخ گفته است.



    آثار :



    «ديوان» اشعار.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. محمد معين، نامي همپايه عمق ادب و زبان و فرهنگ
    توسط ervin در انجمن زندگينامه شعرا و بزرگان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-28-2009, 06:15
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-28-2009, 05:25
  3. راز جاودانگي شعرو زبان پارسي
    توسط ervin در انجمن شعروادبيات
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-28-2009, 05:21
  4. ادب شناسيِ - “علويه خانم”
    توسط ervin در انجمن شعروادبيات
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-28-2009, 05:16
  5. زندگینامه بزرگان ادب پارسی
    توسط kamran در انجمن زندگي نامه مشاهير
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-21-2009, 08:53

بازدیدکنندگان با جستجوی این عبارات به این صفحه رسیدند :

سفر به گرای 370 درجه

زندگینامه هاتف اصفهانی

زندگی نامه بزرگان ادبی

زندگی نامه عطاملک جوینی

زندگینامه عطاملک جوینی

عکس نستعلیق شعر فردوسی

زندگی نامه محمود خان ملک الشعراء شیبانی

زندگينامه خيام

زندگینامه بزرگان ادبی

زندگینامه ابراهیم صهبا

زندگینامه هربرت شیلر

زندگی نامه ی یکی از بزرگان(هنر و ادب)زندگینامه بزرگان ادبیات فارسیبیوگرافی ابراهیم صهباابو علي بلعميبیوگرافی عمق بخاری شاعر ونویسندهپارسي طبزندگینامه جوینیمعلومات در باره زندگی نامه بوستان سعدیزندگي نامه ي هاتف اصفهانيبزرگان ادب فارسیابوعلی بلعمیزندگینامه سحاب اصفهانیتصویر سازی مثنویزندگی نامه ی عطاملک جوینی

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •