صفحه 1 از 6 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 12 , از مجموع 66

موضوع: جامعه شناسی کشور سوئد

  1. #1

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض جامعه شناسی کشور سوئد

    محسن نجات حسيني


    کشور سوئد در اوايل قرن بيستم در زمره فقير ترين کشورهاي اروپايي بوده است. اکنون بر اساس آمار بين المللي و ارزيابي سازمان هاي بي طرف يکي از پيشرفته ترين کشورهاي صنعتي جهان بوده و مردم آن از بالاترين سطح رفاه زندگي برخوردارند. اين دگرگوني نتيجه مبارزات درازمدت جنبش کارگري و سنديکايي و نيز سياستگذاري سوسيال دموکراسي در اين کشور است. اين نيروها توانسته اند آزادي، برابري و عدالت اجتماعي را در اين کشور نهادينه کرده و راه رشد و پيشرفت جامعه را هموار کنند. هدف از اين نوشته نگاهي دروني به روابط و مناسبات جاري در سوئد و شناخت عواملي است که آن جامعه را به سوي پيشرفت سوق داده است.

    منبع:روزنامه اعتماد
    جمع آوری:سایت ایران پردیس
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  2. #2

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    پيشگفتار

    38 سال پيش تازه دوره دانشگاه را به پايان رسانده بودم که راهي سفر شدم. آن روز مادرم کنار در ايستاده بود، سيني آينه قرآن در دستش مي لرزيد و با زمزمه دعاهايش به خود آرامش مي داد. در حالي که سر به زير سيني مي بردم، گفتم سفرم زياد طول نمي کشد، چند ماه ديگر برمي گردم. بامداد همان روز با قطار از تهران به مشهد رسيده بودم تا با خانواده ام خداحافظي کنم.

    همه اطرافيان باور داشتند که در شرکت نفت جنوب کاري گرفته ام که سه تا شش ماه طول خواهد کشيد. سه روز بعد هنگام نيمه شب همراه با چند يار هم پيمان سوار يک لنج ماهيگيري شديم و از مرز آبي جنوب کشور به طور غيرمجاز گذشتيم. توشه ما علاوه بر چند شناسنامه قلابي و اندکي پول بار سنگيني از آرزوها بود. سفري که آن روز از کوچه تپه خاک، در محله عيدگاه مشهد آغاز شد، دستخوش رويدادهاي بسياري شد که در کتاب «بر فراز خليج فارس» بيان کرده ام. در ادامه اين سفر در سوئد ماندگار شدم و اکنون بيش از 30 سال است که در اين کشور شمال اروپا زندگي مي کنم. با اينکه تاکنون بيش از نيمي از عمرم را در خارج از ايران گذرانده ام اما احساس مي کنم هنوز مسافرم. ريشه ام در سرزمين ايران است. کودکي و نوجواني ام را در ايران گذرانده ام. هرگاه هويتم را جست وجو مي کنم به کوچه هاي باريک و نامنظمي برمي گردم که در تنگناي ديوارهاي فرسوده شکل گرفته بود؛ همان کوچه هايي که لبريز از هواي وطن بود. من به ايران، به مشهد به محله عيدگاهش و به آن کوچه هاي تنگ و بي قواره يي تعلق داشتم که از آن من بود. من مردمان آن شهر و ديار را بهتر از هر جاي ديگر مي شناسم. زبان و احساس آنها را به خوبي درک مي کنم. غم هايشان مرا رنج مي دهد و شادي شان مرا خشنود مي کند. دلم آکنده از آرزوي صلح و صفا و بهروزي براي مردم ايران زمين است. دوست دارم دشت هايش هميشه سرسبز و آباد و مردمانش سربلند و آزاد باشند. تا به حال دو نوع متفاوت از زندگي را تجربه کرده ام؛ يکي در ايران و کشورهاي پيرامونش و ديگري در سوئد و برخي از کشورهاي اروپايي ديگر. آنچه را شاهدش بوده ام تفاوت فاحش بين دو شيوه زندگي و رفتار مردم در اين دو منطقه است. اين تفاوت چشمگير و گاه شگفت آور بوده است. من مسائل دو جامعه ايراني و سوئدي را از دو دريچه مختلف مي بينم؛ در قالب يک سوئدي به تماشاي آنچه در ايران مي گذرد، مي نشينم و از نگاه يک ايراني پديده ها را در زندگي روزمره مردم سوئد تماشا مي کنم. وقتي جلوه هاي اين دو نگاه را کنار هم مي گذارم، تفاوت فاحشي بين آنها فاصله مي اندازد. فاصله بين اين دو پديده آنقدر زياد است که هيچ کدام ديگري را باور ندارد. بارها شاهد بوده ام که ايرانيان نمي توانند آنچه را در جامعه سوئد واقعيت پيدا کرده است باور داشته باشند همين طور که بسياري از رويدادهاي جامعه ايران براي سوئدي ها قابل تصور نيست. هرازچندگاهي به وطن سفر مي کنم. از جمله به زادگاهم مشهد مي روم؛ جايي که تار و پود زندگي ام در آنجا سامان گرفته است و ساليان خردسالي و نوجواني را در آن سپري کرده ام.

    هرگاه به ايران سفر مي کنم ديدارهايي دوستانه يا به بهانه خويشاوندي صورت مي گيرد. گاه نيز با يکي از بستگان که روحاني وارسته يي است و زندگي زاهدانه يي دارد، ديدار مي کنم. هر بار ايشان را مي بينم برخي از آخرين ديده ها و شنيده هاي خود در زمينه هاي اجتماعي، فرهنگي و علمي را براي ايشان نقل مي کنم و ايشان با علاقه به آنها گوش مي دهد. او نيز با بيان دلبستگي هاي عقيدتي خود به گفت و شنودمان رونق مي بخشد و ما که هر دو مي دانيم باورهامان يکسان نيست با احترام به بينش هاي يکديگر پيرامون مسائل گوناگون گفت وگو مي کنيم. سه سال پيش که ايران بودم در رابطه با خبر يک حکم اعدام با اين روحاني نيک انديش گفت وگو کردم. خبر را در چند سايت اينترنتي و از جمله در سايت اينترنتي روزنامه اعتماد ديده بودم. خبر در همه محافلي که مسائل ايران را دنبال مي کردند، پخش شده بود و افراد و گروه هاي طرفدار حقوق بشر به يک حکم که تازگي صادر شده بود، شديداً اعتراض داشتند. يک خبرنگار روزنامه اعتماد نيز سراغ دختر 18ساله يي که در انتظار اجراي حکم اعدامش بود، رفته و او را در زندان ملاقات کرده بود. گزارش اين خبرنگار تکان دهنده بود. ليلا دختري عقب افتاده (از نظر ذهني) بود که به جرم فحشا مفسدفي الارض شناخته شده و محکوم به اعدام شده بود. «ليلا فقط 9 سال داشت که يک روز صبح مادرش او را به بهانه خريد پفک از خانه بيرون برد. راه آنها به خانه مردي غريبه رسيد و ليلا توسط مادرش به آن مرد سپرده شد تا هوس شهواني خود را با آن دخترک فرونشاند و در قبال آن پولي بپردازد. خانواده مستمند و عيالوار آنها، ليلا و دو برادرش و نيز پدر معتاد و مادر بيکار آنها همه براي تامين حداقل معاش خود به چنين پولي نياز داشتند. اين سرآغاز راهي بود که سرنوشت شومي را پيش پاي ليلا قرار داد. ليلا در 13سالگي به يک مرد افغاني فروخته شد و از آن پس وسيله سودجويي آن مرد و خانواده اش بود. ليلا را در اختيار مردان هوسران مي گذاشتند و از اين راه کسب درآمد مي کردند. در اين راستا ليلا دو فرزند نا مشروع به دنيا آورده بود. او در گرداب فقر و فحشا دست و پا مي زد که دستگير شد. طعم شلاق را چشيد و مدتي نيز زنداني بود. اما پس از آزادي راهي جز همان زندگي نکبت بار در پيش نداشت. پس از چندي بار ديگر دستگير شد، به دادگاه فرستاده شد و اين بار به اتهام مفسدفي الارض حکم اعدام برايش صادر شد.» وقتي اين خبر را خواندم، از صدور حکم اعدام براي يک بيمار اجتماعي شگفت زده شدم. بيماري که قرباني قوانين و روابط نا سالم جامعه است نياز به کمک جامعه دارد و سزاوار مجازات نيست. سرگذشت ليلا و حکمي را که براي بستن دفتر زندگي اش صادر شده بود براي اين خويشاوند روحاني نقل کردم و نظرش را نسبت به حکم شرعي اعدام براي آن دختر جويا شدم.

    مرد روحاني با خاطري آشفته سرگذشت زندگي دردناک ليلا را گوش کرد و در فکر فرورفت. من احساس خودم را پيرامون اين خبر بيان کردم و گفتم به نظر من بي عدالتي آشکار و خشونتي کور دامنگير اين دخترک بي پناه شده است. يادآور شدم اين حکم ناروا بر پايه همان اعتقاداتي صادر شده است که ايشان آنها را وسيله سعادت بشر مي داند و ترويج آن اعتقادات را حتي براي بيرون مرزها و جوامع غربي نيز لازم مي شمارد. شرح ماجراي غم انگيز ليلا نا خشنودي عميقي را بر چهره آن مرد روحاني آشکار کرد. گفتم اگر ليلا در سوئد زندگي مي کرد هرگز کارش به تن فروشي نمي کشيد چرا که در آنجا به برکت قوانين و ضوابط اجتماعي عادلانه، فقر ريشه کن شده است. پس هرگز خانواده يي پاکي و سلامتي دختر خود را قرباني امرار معاش نمي کند. در آنجا وظيفه شهرداري هاست که نيازهاي معيشتي مردم را فراهم کنند. سقفي بالاي سر، پوشاکي بر تن، غذايي بر سفره و بهره گيري از بهداشت و دوا و درمان حق هر شهروندي است. دولت و موسسات وابسته به آن بايد اين حقوق شهروندان را تامين کنند. توضيح دادم اگر هم به هر دليلي دختري به فحشا کشيده شده باشد برخورد جامعه و قانون با وي از راه شلاق، زندان و اعدام نيست. وقتي آن مرد روحاني گفته هاي مرا درباره رفتار سوئدي ها با عارضه فحشا شنيد شگفت زدگي خود را نشان داد و گفت به عقيده او حکم صادره درباره ليلا نا درست است و عادلانه نيست. ايشان پس از دريافت نسخه يي از خبر درج شده در روزنامه اعتماد قول داد با مقامات قضايي ذي ربط تماس گرفته و خواستار تجديدنظر در چنين حکمي شود. چند روز بعد در يک مراسم ترحيم شرکت کرده بودم که اين روحاني محترم هم حضور داشت. پس از پايان مراسم، ايشان سراغم آمد و خشنودي خود را نسبت به آنچه در مورد رفتار مردم و قانون در سوئد گفته بودم، ابراز داشت و گفت «لطفاً از اين پس اگر در زندگي روزمره مردم در سوئد موردي ديديد که بهتر از رفتار ما در اينجا بود از راه تلفن يا فکس يا به هر شکل ديگري به اطلاع من برسانيد.»

    وقتي به سوئد برگشتم، گفته اين مرد محترم را همواره به ياد مي آوردم. با برخورد به هر پديده يي در زندگي روزمره در سوئد، آن پديده را با پديده مشابه آن در جامعه ايران مقايسه مي کردم. بديهي است وقتي رفتار مردم دو جاي مختلف را کنار هم بگذاريم، نا خودآگاه ذهن ما به قضاوت مي نشيند و گزينش مي کند. يکي بهتر و ديگري بدتر. اين سنجش و گزينش از آن پس يک عادت روزمره شده بود. پس از چندي که به ارزيابي و مقايسه پديده هاي اجتماعي در دو جامعه ايران و سوئد پرداخته بودم به اين نتيجه رسيدم که ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است.

    فکر کردم به جاي آنکه نتيجه اين ارزيابي را به آن روحاني محترم گزارش دهم، آن را در اختيار همه مردمان خوب ميهنم بگذارم تا شايد رهنمودي براي بهتر زيستن باشد. از اين رو اين مجموعه را با نام «مردمسالاري و رفاه اجتماعي در سوئد» در اختيار خوانندگان مي گذارم. سبب گزينش اين نام آن است که به نظر من رفاه اجتماعي موجود در سوئد نتيجه آزادي و مردمسالاري واقعي در آن کشور است. توضيحاتي که در اين مجموعه خواهيد خواند درک چنين نتيجه يي را آسان خواهد کرد.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  3. #3

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    گاهي چراغي است که راه آينده را روشن خواهد کرد

    آگاهي از چگونگي زندگي و روابط اجتماعي مردم ديگر ما را در گزينش شيوه بهتر زندگي ياري خواهد داد. براي بهتر زيستن و خوب تر عمل کردن بايد با عواملي که باعث رشد و پيشرفت در کشورهاي ديگر شده است، آشنا شد. از اين رو سراغ يکي از پيشرفته ترين کشورهاي دنيا يعني سوئد مي رويم. مي خواهيم ببينيم سوئدي ها چگونه توانسته اند عدالت و رفاه اجتماعي را بهتر از هر کشور ديگري ترويج دهند و از مزاياي آن بهره مند شوند.

    عدالت و رفاه اجتماعي موهبت آسماني نيست بلکه پديده يي انساني است که در نتيجه تلاش هاي بسيار و مبارزات اجتماعي درازمدت به دست مي آيد.

    هدف از اين گزارش، تقليد کورکورانه از رفتار و قوانين جوامع ديگر نيست. آگاهي به شيوه زندگي و شناخت راهکارهاي موجود در کشورهاي پيشرفته مي تواند ما را در انتخاب شيوه هاي زندگي و رفتار اجتماعي در کشورمان ياري دهد.

    بديهي است که براي شناخت علل پيشرفت يا عقب افتادگي بايد به زمينه هاي اجتماعي، سياسي، تاريخي و جغرافيايي هر جامعه يي نيز توجه داشت. در اين نوشته ضمن بيان پديده ها و رفتار اجتماعي در سوئد، نگاهي نيز به بستر اين پديده ها خواهيم داشت.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  4. #4

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    سوئد به عنوان يک جامعه نمونه

    امروزه کشورهاي بسياري هستند که از نتايج خوب مردمسالاري بهره برده و به رفاه اجتماعي و آسايش رسيده اند. انتخاب سوئد به عنوان يک نمونه براي رفاه و آسايش عمومي به اين خاطر است که در اين کشور مردم از بالاترين سطح رفاه اجتماعي و آسايش برخوردارند و من نيز ساليان درازي در اين کشور زندگي کرده ام. بنابراين آنچه در اينجا بيان مي کنم پديده هايي است که طي ساليان دراز از نزديک ديده، شنيده و لمس کرده ام.

    همه بيلان ها و آمارهاي بين المللي گواهي مي دهد کشورهاي شبه جزيره اسکانديناوي يعني سوئد، دانمارک و نروژ توانسته اند از راه مردمسالاري واقعي و ايجاد قوانين و ضوابط اجتماعي عادلانه، بهترين نوع آسايش و رفاه را براي مردم اين کشورها به ارمغان آورند. امروزه بسياري از کشورهاي جهان و حتي کشورهاي پيشرفته صنعتي مانند امريکا، چين و ژاپن در جست وجوي راه حل هاي مناسب براي مشکلات اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي، به مطالعه کشورهاي اسکانديناوي و به ويژه سوئد مي پردازند.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  5. #5

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    همه چيز نسبي است از جمله خوبي و بدي

    در دنيايي که ما زندگي مي کنيم همه چيز نسبي است. آدمي که قدبلند به حساب مي آيد نسبت به آدم هاي کوتاه تر از او بلند است. وقتي از رفتار فردي به خوبي ياد مي کنيم در مقايسه با رفتار ديگران آن را محک مي زنيم. وقتي از مجموعه يي از مردم سخن به ميان مي آيد آن مجموعه را نسبت به مجموعه يي ديگر مي سنجيم. خوبي و بدي نيز مفاهيم نسبي هستند. خوب مطلق يا بد مطلق وجود ندارد. وقتي دو پديده را با هم مقايسه مي کنيم يکي را بهتر از ديگري مي شناسيم و اين بهتر بودن به معناي خوب مطلق نيست. معيار سنجش ما براي برآورد کردن رفتار اجتماعي نيز نسبي سنجيدن آن رفتار است. راستي و نادرستي، عدالت و بي عدالتي، آزادي و عدم آزادي همه مفاهيمي هستند که به طور نسبي معني دارند. مطلق آنها هرگز وجود ندارد. خوب و بد مطلق فقط در انديشه ديني مطرح است. در اين انديشه نماد خوبي ها پروردگار يکتاست که از هر عيب و نقصي مبراست و نماد بدي ها شيطان است که منبع و عامل همه بدي ها شمرده مي شود.

    در مقايسه دو جامعه با يکديگر نيز بر اساس تفاوت ها يکي را بهتر از ديگري مي شناسيم. اين بهتر بودن به معناي عاري بودن از هر عيب و نقصي نيست. هنگام مقايسه دو جامعه روي مجموعه ها قضاوت مي کنيم و قضاوت ما نيز نسبي است. وقتي از قوانين يا شيوه هاي رفتاري مردم سوئد در اين نوشته ياد مي کنيم به هيچ وجه نبايد آنها را مطلق و خالي از نا هنجاري پنداشت. اگر از پديده يي به نيکي ياد کنيم فقط نسبت به پديده هاي مشابه در جاهاي ديگر آن را نيکو مي بينيم.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  6. #6

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    جامعه مدني

    انسان ها از دير زمان براي بهتر زندگي کردن به زندگي جمعي روي آوردند و به تدريج روستا نشيني و سپس شهر نشيني رايج شد. از آن پس علاوه بر خانواده هاي کوچک، اداره امور روستا و شهر نيز به عنوان خانواده يي بزرگ تر به دست افرادي سپرده شد که با عنوان کدخدايان يا شهرداران به رتق و فتق امور آن مي پرداختند. بعد ها گروهي از روستاها و شهرها که به دلايل جغرافيايي، زبان و فرهنگ با يکديگر در ارتباط نزديک بودند در قالب کشور شکل گرفتند و براي اداره کشور دولت به وجود آمد. ابتدا امور اجرايي و قانونگذاري در کشور در دست افراد يا اقشار مقتدر متمرکز بود تا اينکه با رشد آگاهي و انباشت تجارب، انسان ها دريافتند دولت بايد منتخب مردم بوده و خواست ها و تصميم هاي مردم را اجرا کند. در اين هنگام بود که شورا يا پارلمان که مرکب از نمايندگان مردم بود، پديد آمد تا قانون را تدوين کند و در کنار آن دولت براي انجام قانون برگزيده شود. امروزه شکل تکامل يافته جوامع پيشرفته را جامعه مدني مي دانيم. ارکان اين جامعه بر محور مردمسالاري استوار است. در اين جامعه دولت از راي مستقيم و آزاد مردم برمي خيزد و قوانيني را که تجلي خواست هاي مردم است، اجرا مي کند. دولت در برابر مردم مسوول و پاسخگو بوده و خود نيز در چارچوب قانون حرکت مي کند. در جامعه مدني دولت و مردم هر دو در راستاي پيشبرد اهداف آن جامعه با يکديگر همکاري مي کنند. شهروندان و دولتمردان هر کدام به وظايف خود آشنا و پايبند هستند. هر کدام وظايف مشخصي را انجام مي دهند؛ شهروندان با انجام تعهدات قانوني خود، دولت را در انجام وظايفش ياري مي دهند و دولت نيز وظيفه دارد امور مورد نياز شهروندان را عادلانه اداره و تامين کند. به عنوان مثال دولت براي انجام وظايف خود احتياج به پول دارد. مردم بايد از راه پرداخت ماليات هزينه هاي دولت را تامين کنند. دولت متقابلاً وظيفه دارد پول مردم را به بهترين شکل در راه رفاه و آسايش شهروندان به کار برد. هرگاه مردم از پرداخت ماليات سر باز زنند يا دولت به حيف و ميل پول هاي مردم بپردازد جامعه از حرکت بازخواهد ايستاد. شرط همکاري و همياري بين دولت و مردم اعتماد بين آنهاست. اين اعتماد از راه مشارکت سياسي مردم در امور کشور و نيز پاسخگويي دولت به مردم ميسر خواهد شد.

    امروزه در برخي کشورها دولت ها فقط بر مردم حکومت مي کنند و در برابر نيازهاي آنها پاسخگو نيستند. جامعه يي که در آن دغدغه دولت تنها حکمراني و حفظ نظام و حاکميت خود باشد، يک جامعه مدني نبوده و از ديدگاه سياسي يک رژيم استبدادي و ديکتاتوري است. در چنين جامعه يي منافع مردم قرباني منافع يک قشر خاص و يک گروه اقليت خواهد شد و ديوانسالاري به جاي مردمسالاري سررشته امور را در دست خواهد گرفت. در رژيم هاي ديوانسالار به تدريج قدرت در دست يک فرد متمرکز مي شود و فردمحوري تمام عرصه قدرت را پر مي کند. آنگاه به جاي همه آحاد مردم تنها يک نفر تصميم مي گيرد. در اين شيوه حکومت که استبداد مطلق نام دارد قدرت در دست يک فرد متمرکز مي شود. رژيم هاي استبدادي در طول تاريخ هميشه بحران ساز بوده اند و جوامع بشري را گرفتار مشکلات بسياري کرده اند. در عصر جديد بسياري از کشورهايي که از کوره انقلاب آزاديبخش يا آزاديخواهانه نيز سربلند بيرون آمده اند، پس از پيروزي، حاکميت انقلابي در آنها به ديوانسالاري و سرانجام به فردمحوري و استبداد فروافتاده است. علت اين امر را بايد در کمبود آگاهي عمومي و عقب افتادگي اجتماعي و فرهنگي مردم اين کشورها جست وجو کرد. در يک جامعه مدني رسانه ها، مطبوعات، گروه هاي حزبي و انجمن هاي اجتماعي همگي نهادهايي هستند که در فضايي آزاد بر عملکرد دولت نظارت دارند و کژروي هاي دولت را از راه بيان کردن، نوشتن، برگزاري اجتماعات اعتراض آميز و تظاهرات مورد انتقاد قرار مي دهند. دولت نيز براي بقاي خود ناچار است پيشنهادهاي مردم و خواست هاي قانوني آنها را مورد توجه قرار دهد و در صورت لزوم حتي با وضع قوانين جديد از مجراي پارلماني يا همه پرسي عمومي آنچه را در جهت منافع جامعه باشد، انجام دهد. در بسياري از کشورهاي پيشرفته صنعتي، مردمسالاري در همه حوزه هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي حاکم است. مردمسالاري به نوبه خود فضاي مناسبي را به وجود مي آورد که در آن روابط دموکراتيک و اعتماد مردم به يکديگر و نيز اعتماد بين مردم و دولت تقويت مي شود. در چنين جوامعي شرايط رشد استعداد ها و بهره بري از آنها فراهم شده و رفاه و آسايش براي شهروندان ميسر خواهد شد.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  7. #7

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    مردمسالاري و رفاه اجتماعي-دموکراسي سوئدي

    آمار سخن مي گويد


    علم آمار ابزاري است که براي سنجش و ارزيابي پديده هاي گوناگون به کار مي رود. داده هاي آماري نظير آمار زيستي، روانسنجي، مهندسي و بازرگاني به ما کمک مي کند بتوانيم آينده خود و کشور خود را با استفاده از نتايج به دست آمده آماري برنامه ريزي کرده و با خطاي کمتري آنها را به اجرا درآوريم.

    مطالعه آمار زيستي جوامع مختلف يک جهان بيني علمي است که راه ما را براي مطالعه پديده ها در اقصي نقاط دنيا کوتاه مي کند و به ما امکان مي دهد از نتايج عملکرد ديگران براي بهتر زيستن بهره مند شويم.

    آمار سازمان ملل و نيز گزارش هاي سازمان ها و گروه هاي غيروابسته که به ارزيابي جوامع انساني مي پردازند، همه بيانگر آن است که مردم شمال اروپا به ويژه سوئد، دانمارک و نروژ از بالاترين سطح زندگي و رفاه اجتماعي در سطح جهان برخوردارند. در اين کشورها مردم نسبت به ساير کشورها آسوده خاطر و بي دغدغه زندگي مي کنند. زن و مرد به گونه يي برابر از همه امتيازات زندگي و قانوني برخوردارند. زندگي شهروندان چه در زمان حال و چه در آينده تامين است. کودکان از همه امکانات رفاهي و آموزشي و پرورشي برخوردارند. بيمه هاي اجتماعي، بهداشتي و درماني به طور فراگير وجود دارد که باعث آسايش خاطر همگان است. کمک هاي اجتماعي همه بيکاران، پيران و ازکارافتادگان را پوشش مي دهد و بازنشستگان از آسايش و رفاه نسبتاً بالايي برخوردارند. فساد اداري و سوء استفاده از قدرت کمتر از هر جاي ديگر است. اقتصاد اين کشورها از چنان رونقي برخوردار است که ميزان اشتغال مردم را به بالاترين سطح در جهان رسانده است. عارضه بيکاري و دشواري امرار معاش که زمينه ساز بسياري از جرائم و مفاسد اجتماعي است به کمترين ميزان نسبت به کشورهاي ديگر است. کار به اندازه کافي براي همه وجود دارد چه براي زنان و چه براي مردان. اين کشورها در امنيت و آرامش بوده و دور از همه تنش هاي سياسي و اجتماعي به رشد مداوم و پيشرو خود ادامه مي دهند. فعاليت هاي علمي، اجتماعي و فرهنگي در حال شکوفايي است. دولتمردان که هدايت همه امور جامعه را بر عهده دارند در انتخاباتي کاملاً آزاد انتخاب مي شوند. هر شهروندي با هر عقيده و طرز فکري مي تواند خود را نامزد انتخابات کند و همه مردم آزادانه به هر کس يا به هر حزبي که مي خواهند راي مي دهند. دولتي که روي کار مي آيد در برابر راي دهندگان مسوول و پاسخگو است. اين به اين معناست که هر گاه يک مقام دولتي در انجام وظايف خود نا موفق باشد کنار گذاشته خواهد شد. همه اين امتيازات به آن معنا نيست که در کشورهاي اسکانديناوي جرم، ظلم، جنايت و بدبختي هرگز وجود ندارد بلکه به معناي اين است که در اين کشورها بي عدالتي و نا هنجاري هاي اجتماعي کمتر از هر جاي ديگر بوده و رفاه و آسايش مردم بيش از هر جاي ديگر است.

    وجود رفاه و عدالت اجتماعي در برخي کشورها گواه بر اين است که با به کار گيري قوانين و ضوابط اجتماعي و سياسي ويژه يي مي توان زمينه رشد و پيشرفت جامعه را فراهم آورد تا مردم آسوده خاطر از موهبت هايي که در اختيار دارند، استفاده کنند و از زندگي شان لذت ببرند. وقتي عوامل اصلي پيشرفت را بشناسيم آنگاه با به کار گيري آنچه مفيد بودن آن در عمل اثبات شده است، راه موفقيت را خواهيم پيمود و از دلبستگي به نظريات و دنبال کردن شعارهايي که هرگز نتوانسته اند در دنياي امروز جامعه يي را به رفاه و آسايش برسانند، رها خواهيم شد.

    چرا سوئد يک کشور پيشرفته و مرفه است زيرا سوئد کشوري است که در آن فقر ريشه کن شده است.

    سوئد کشوري است که همه شهروندان آن حق برخورداري از مسکن مناسب، تغذيه و پوشش مناسب و ساير امکانات زندگي را دارا هستند. بيکاران، بيماران و افراد ازکارافتاده همگي تحت پوشش کمک هاي دولتي قرار مي گيرند تا آنها نيز از يک زندگي مناسب بهره مند شوند. سوئد کشوري است که پيشرفته ترين امکانات بهداشتي و درماني را به طور همسان در اختيار شهروندان خود قرار مي دهد. سوئد کشوري است که بر اساس قوانين مدني آن، آزادي هاي فردي و اجتماعي در بالاترين ابعاد ممکن تضمين مي شود. سوئد کشوري است که در آن حقوق زنان و مردان بيش از هر کشور ديگري با هم برابري مي کند. سوئد کشوري است که در آن کودکان از بيشترين امکانات رفاهي، آموزشي و بهداشتي برخوردارند. سوئد کشوري است که در زمينه حفظ بهداشت محيط، پيشرو ترين کشور در سطح جهان است. سوئد کشوري است که نسبت به جمعيتش کمترين ميزان جرم و جنايت در آن صورت مي گيرد. به طور خلاصه سوئد کشوري است که مردم آن از مرفه ترين مردم در جهان بوده و از بالاترين سهم امنيت، آسايش و آرامش برخوردارند. ويژگي هاي نام برده در بالا کافي است که اين کشور شمال اروپا را به عنوان يک کشور موفق در امور اقتصادي و اجتماعي بشناسيم و آن را مورد مطالعه قرار دهيم.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  8. #8

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    اطلاعات همگاني پيرامون سوئد

    سرزميني که امروزه سوئد ناميده مي شود تا 10 هزار سال پيش، فقط بستري از سنگ هاي سخت دوران قديم زمين شناسي بوده که زير يخ هاي مرتفع قطب شمال در خواب زمستاني فرو رفته بود. حدود 10 هزار سال پيش با تغيير شرايط جوي، يخ هاي قطبي از شبه جزيره اسکانديناوي عقب نشيني کرد و به تدريج شکارچيان و افرادي که به دنبال غنائم مي گشتند به اين مناطق راه يافتند که از آن جمله وايکينگ ها را که دزدان دريايي انگليسي بودند، مي توان نام برد. زندگي در شمال سوئد براي مردمي که از مناطق شرقي به آنجا مي آمدند مناسب مي نمود. هم اکنون در شمال سوئد قبايلي که نژاد آنها به چيني ها نزديک است، مستقر هستند و به شيوه اسکيمويي زندگي مي کنند. آنها هنوز از راه شکار ماهي در درياي يخ زده شمال و نيز شکار گوزن هاي وحشي امرار معاش مي کنند. به تدريج بخش جنوبي کشور سوئد به محل سکونت مردمي از اروپاي مرکزي تبديل شد که براي زندگي بهتر به مناطق خالي از سکنه شمالي کوچ مي کردند.

    سوئد از نظر مساحت چهارمين کشور بزرگ اروپا است. اگر نقشه سوئد را به پيکر يک آدم قد بلند تشبيه کنيم که طولش 1600 کيلومتر و عرضش به طور متوسط 280 کيلومتر باشد، اين پيکر سرش را نزديک قطب شمال بر زمين گذاشته و پاهايش را تا آب هاي شمال آلمان دراز کرده است. استکهلم که پايتخت است روي زانوي آن پيکر در شرق اين کشور و در ساحل درياي بالتيک قرار دارد. از شمال و غرب با کشور نروژ و از شمال شرقي با کشور فنلاند و از طريق دريا با ليتواني، لهستان و روسيه همسايه است. از جنوب نيز از طريق دريا همسايه آلمان است. نزديک به 9 درصد از سطح سوئد را درياچه پوشانده است و بيش از نيمي از زمين آن جنگل است. شمال سوئد هميشه سرد است و زمستان هاي طولاني و تاريک و تابستان هاي خنک با روزهاي بلند دارد. بخش بالاتر از سر سوئد که به کشور نروژ تعلق دارد، مناطق قطب شمال کره زمين است. در آنجا شش ماه از سال شب است و شش ماه ديگر روز. به عبارت ديگر فاصله طلوع و غروب خورشيد نزديک به صفر است.

    سوئد در حال حاضر کمي بيش از 9 ميليون جمعيت دارد که حدود يک ميليون نفر از آنها خارجي تبارند و از جمله نزديک به 70 هزار ايراني در سوئد هستند که تقريباً همه آنها بعد از انقلاب به سوئد کوچ کرده اند. جمعيت نسبي سوئد حدود 20 نفر در هر کيلومتر مربع است. نظام اقتصادي اين کشور، اقتصاد مختلط است. بيشتر شرکت ها متعلق به بخش خصوصي است ولي نهادهايي مانند پست، مخابرات، راه آهن و بخش مهمي از توليد انرژي توسط يا با نظارت دولت اداره مي شود. عمده ترين منابع طبيعي سوئد جنگل، سنگ آهن و نيروي آب است.

    طبق آمار سال 2007 تنها 7/1 درصد از مردم سوئد در صنعت کشاورزي، جنگل، دامداري و ماهيگيري مشغول به کار بوده اند. ميزان توليد که توسط اين بخش ارائه مي شود، مواد مهم غذايي در سوئد را تامين مي کند.

    درآمد سرانه مردم سوئد در سال 2006 ميلادي برابر با 35 هزار دلار امريکا بوده است. پول رايج در سوئد کرون است که هر کرون اکنون حدود 120 تومان است. زبان رايج در سوئد زبان سوئدي است که از زبان لاتين سرچشمه مي گيرد. نزديک ترين زبان ها به سوئدي به ترتيب عبارتند از نروژي، دانمارکي، ايسلندي و تا حدودي آلماني.

    شکل حکومت در سوئد مشروطه پادشاهي است که شاه و خاندانش فقط نقش نمادين دارند و حق دخالت و اظهار نظر در سياست و اداره کشور را ندارند. امور کشور را دولت اداره مي کند. نمايندگان پارلمان هر چهار سال يک بار بر اساس انتخاباتي آزاد و بدون قيد و شرط از طرف مردم انتخاب مي شوند. هر حزب يا گروهي که بيشترين آرا را کسب کند، دولت را تشکيل مي دهد.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  9. #9

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    تاريخ تحولات اجتماعي در سوئد

    اولين نهاد مردمسالاري در سوئد در سال 1435 بنيان گرفت و اين هنگامي بود که دربار شاه برخي از نخبگان را به يک گردهمايي در شهرک «آربوگا » فراخواند تا درباره مسائل مهم کشور تصميم گيري کنند. در دهه 1540 پارلمان به معناي گردهمايي از چهار گروه اجتماعي در شهر «وستروس» تشکيل شد که در آن نمايندگان نخبگان، روحانيون، ثروتمندان و دهقانان شرکت داشتند. اين گردهمايي اولين پارلمان سوئد ناميده شد. در سال هاي 1600 ميلادي سوئد با استفاده از يک ارتش جنگ پيشه، راه خود را به سرزمين هاي همسايگانش گشود و به يک قدرت بزرگ اروپايي تبديل شد. اما طي دو قرن حکمراني به تدريج توان نگهداري سرزمين هاي اشغالي را از دست داد و در اوايل سده 1800 ميلادي در جنگي با روس ها، فنلاند تحت تصرف روس ها در آمد.

    سوئد تا نيمه دوم قرن نوزدهم يک جامعه کشاورزي و فقير بود و از اختلافات شديد طبقاتي رنج مي برد. حکومت آن از پادشاهي به پادشاه ديگر منتقل مي شد و چرخ جامعه بر وفق مراد مردان ثروتمند مي چرخيد. صد سال پيش در سوئد از رفاه اجتماعي خبري نبود. اکثريت مردم اين کشور از سرما و اختلافات شديد طبقاتي رنج مي بردند. اشتغال بچه ها در کارگاه ها امري عادي بود. کارگران شاغل در معادن و کارهاي سخت بيش از 10 تا 12 ساعت مداوم به کار مشغول بودند و خطرات ناشي از کارهاي جانفرسا را به جان مي خريدند. در آن زمان فقط فرزندان ثروتمندان مي توانستند به مدرسه بروند. هيچ کمک مالي به مستمندان وجود نداشت. نا برابري و بي عدالتي در همه جا به چشم مي خورد.

    در قرن نوزدهم با افزايش جمعيت و کمبود زمين کشاورزي فقر گسترش يافت و شکاف بين ثروتمندان و فقرا وسيع تر شد. فقر و گرسنگي بسياري از مردم تنگدست را واداشت تا راه مهاجرت به امريکا را در پيش گيرند.

    در سال 1842 براي اولين بار مدارس آموزش همگاني داير شد. سوادآموزي و بالا رفتن آگاهي اقشار مختلف مردم جامعه را به سوي صنعتي شدن سوق داد. در نيمه دوم قرن 19 ميلادي راه آهن تاسيس شد و شرکت هاي بزرگي مانند ال ام اريکسون و شرکت سهامي نيتروگليسيرين کار خود را آغاز کردند و تا پايان قرن خود را به عنوان شرکت هاي بزرگ بين المللي توسعه دادند. در پايان قرن نوزدهم به رغم رشد سريع صنايع که به ثروت ثروتمندان مي افزود، فقر و محروميت هاي اجتماعي دامنگير اکثريت عظيم جامعه بود. با گسترش آگاهي عمومي، به تدريج گروه هاي کارگري متشکل شده و نيروهاي جديدي را در جامعه پديد آورد.

    جنبش هاي مردمي که عموماً خواستار عدالت اجتماعي و تاثير گذاري بر شيوه اداره جامعه بودند، پا گرفتند. کارگران در اتحاديه هاي صنفي به سازماندهي خود پرداختند. جنبش پرهيز از مشروبات الکلي به وجود آمد. مبارزات گسترده يي از سوي تشکل هاي آزاد مذهبي در برابر اقتدار کليساي دولتي آغاز شد. تا آن زمان کليسا در دست سودجوياني بود که با نام مذهب يکه تازي مي کردند و همراه با اقشار ثروتمند به قدرت و حکومت دست يافته و در پايمال کردن حقوق اکثريت مردم سهيم بودند.

    به تدريج تشکل هاي صنفي و مذهبي براي پيشبرد اهداف خود در قالب احزاب گوناگون گرد آمدند. با انتشار روزنامه هاي حزبي و نيز روزنامه هاي مستقل، گروه هاي مختلف اجتماعي با نظرات گوناگون آشنا شده و ارتباط بين آنها گسترش يافت.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  10. #10

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    جنبش کارگري و سوسيال دموکراسي در سوئد

    در فاصله سال هاي 1789 تا 1799 شورش هاي فراگير و سازمان يافته مردم در فرانسه جريان داشت که طي آن استبداد پادشاهي و زمينداران بزرگ را از عرصه قدرت به زير کشيد و حکومت مردمسالاري را که در آن مردم ( نه فرد يا گروهي خاص ) حکومت مي کنند، جايگزين آن کرد. اين تحول تاريخي که به انقلاب فرانسه معروف است با تشکيل يک شوراي ملي در ژوئن 1789 و نيز يورش بر زندان باستيل در 14 ژوئيه همان سال آغاز شد و به تشکيل اولين حکومت جمهوري در سال 1792 انجاميد. پس از انقلاب فرانسه در بسياري از کشورهاي اروپايي احزاب و گروه هاي بسياري تشکيل شد که خواستار دستيابي به حقوق سياسي و اجتماعي اقشار زحمتکش جامعه بودند. در اين بين افکار سوسياليستي طرفداران بسياري پيدا کرد. سوسياليست ها خواستار حکومت مردمسالاري و حاکميت بر اقتصاد جامعه از جمله بانک ها، همه شرکت هاي توليدي و بازار کار بودند. هدف سوسياليست ها از ميان بردن اختلاف طبقاتي و ترويج عدالت و برابري در جامعه بود تا همه مردم به طور مساوي از امکانات موجود براي زندگي استفاده کنند. سوسياليست ها بر اين باور بودند که تغييرات بنيادي در جامعه بايد از راه انقلاب و دگرگوني همه جانبه روابط موجود در آن صورت گيرد. به تدريج جنبش سوسيال دموکراسي نيز در اروپا رايج شد. سوسيال دموکراسي يا مردمسالاري اجتماعي در اواخر سده نوزدهم و اوايل سده 20 ميلادي از سوي برخي هواداران سوسياليست ها ارائه شد. سوسيال دموکرات ها گرچه مانند سوسياليست ها خواهان تغييرات بنيادي در ساختار اجتماعي و اقتصادي جامعه بودند اما برخلاف سوسياليست ها با انقلاب مخالف بودند. آنها براي دستيابي به قدرت، شيوه انتخابات پارلماني را در پيش گرفتند. سوسيال دموکرات ها حضور سرمايه داري آزاد را که در چارچوب منافع کلي جامعه حرکت کند، مانعي در راه اصلاحات نمي دانستند.

    در اواخر سده 18 ميلادي جنبش اصلاح طلبي در سوئد نيز با تاثير پذيري از احزاب سوسياليستي در اروپا خواستار اصلاحات اجتماعي مبتني بر ايده هاي سوسياليستي شد؛ اين جنبش را طيفي از روشنفکران در ائتلاف با خرده بورژوازي رهبري مي کردند. در سال 1872 تنها 9 درصد از جمعيت حق داشتند در انتخابات براي شوراي دوم پارلمان شرکت کنند.

    پارلمان سوئد داراي دو شورا بود که آنها را شوراي اول و شوراي دوم مي ناميدند. نمايندگان شوراي اول مانند مجالس سنا در برخي کشورها، به طور انتصابي به نمايندگي مي رسيدند. استانداري ها از بين کساني که به عنوان معتمدان مردم در انجمن هاي شهرها حضور داشتند، برخي را به نمايندگي در شوراي اول پارلمان منصوب مي کردند. از آنجا که نمايندگان در انجمن هاي محلي همگي از ثروتمندان و نخبگان بودند، کرسي هاي شوراي اول پارلمان نيز نصيب افراد مرفه و داراي نام و نشان مي شد. نمايندگان شوراي دوم پارلمان مستقيماً توسط کساني که حق راي داشتند، برگزيده مي شدند. در آن زمان حق راي يک حق همگاني نبود. افراد ثروتمند به نسبت ثروتي که داشتند داراي تعدادي حق راي بودند و آنها بودند که نمايندگان شوراي دوم را از بين خودشان انتخاب مي کردند. به اين ترتيب تنها افراد بانفوذ و ثروتمند به عنوان نماينده به پارلمان راه پيدا مي کردند.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  11. #11

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    پيرامون ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي سوئد
    يک گام به جلو

    در سال 1881 «آگوست پالم» که يک سوسياليست اصلاح طلب بود در چند سخنراني مهيج از تغييرات بنياديني که سوسياليست ها خواستار آن بودند، سخن راند و با شعارهاي خود توجه اقشار کارگري را به جامعه يي نوين که مبتني بر عدالت اجتماعي باشد، جلب کرد. آگوست پالم ضمن تبليغ برخي از ايده هاي سوسياليستي مخالفت خود را با انقلاب سوسياليستي نيز اعلام مي کرد و خواستار سوسياليسم به شيوه دموکراتيک و از راه انتخابات آزاد بود. او اصلاحات اجتماعي و حق راي عمومي را مهم ترين اصل برنامه خود برمي شمرد. وي توانست گرايش به اصلاحات و رفاه عمومي را در جنبش کارگري تبليغ کرده و بخش عظيمي از کارگران را پيرامون شعار اصلاحات و رفاه همگاني گرد آورد. با قرار گرفتن جنبش کارگري در کنار دموکراسي خواهان و اصلاح طلبان، پايه هاي سوسيال دموکراسي در سوئد شکل گرفت و زمينه پيدايش حزبي با همين نام فراهم آمد.

    در سال هاي پاياني قرن نوزدهم نيز هيالمار برانتينگ اصلاح طلبي که از يک خانواده روشنفکر و مرفه بيرون آمده بود، تبليغات وسيعي را براي پيوند سنديکاها با سوسيال دموکراسي به راه انداخت. او خواستار آن بود که براي دگرگوني در ساختار کلي جامعه، فعاليت هاي سنديکايي و سياسي دست به دست هم داده و مشترکاً براي آزادي و رفاه عمومي فعاليت کنند. برانتينگ هم مانند آگوست پالم ضمن مخالفت با هرگونه انقلاب، براي دستيابي به قدرت، از راه شرکت در انتخابات عمومي تبليغ مي کرد. او درصدد آن بود که ائتلافي از جنبش هاي سياسي و سنديکايي به وجود آورد و با اتکا به آراي مردم و تشکيل دولتي اصلاح طلب، جامعه را دگرگون کند. در راستاي اين فعاليت ها دولت حاکم با زير فشار قرار دادن جنبش کارگري و دستگيري و زنداني کردن افراد موثر اين جنبش، از جمله پالم و برانتينگ کوشيد مانع گسترش جنبش ترقي خواهي و اصلاح طلبي شود. اما تلاش آنها بي نتيجه ماند.

    تبليغ براي دستيابي به قدرت و انجام اصلاحات از راه انتخابات پارلماني در زماني صورت مي گرفت که تنها ثروتمندان از حق راي برخوردار بودند. در چنين شرايطي تنها اراده آهنين زحمتکشان و فعالان ترقي خواه و ايمان و اعتماد آنها به توانمندي نيروهاي مردمي بود که مي توانست نويدبخش موفقيت در اين راه باشد. اين اتحاد و کوشش هاي هدفمند سرانجام موانعي را که نيروهاي حاکم ايجاد کرده بودند يکي پس از ديگري از ميان برداشت و جامعه را به سوي اصلاحات عميق اجتماعي و سياسي سوق داد. بديهي است اين کار طاقت فرسا در زماني طولاني و با فداکاري هاي بسيار به انجام رسيد. نتيجه اين کوشش ها است که امروز کشور سوئد را در صدر پيشرفته ترين جوامع بشري قرار داده است.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





  12. #12

    هميارانجمن
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Mashad
    نوشته ها : 2,933
    تشکر : 1,266
    2,749 بار در 1,415 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:500Array

    پیش فرض

    در اواخر قرن نوزدهم ميلادي جنبش هاي سوسيال دموکراسي در کشورهاي ديگر رو به رشد بود. در دو کشور اسکانديناوي يعني دانمارک و نروژ نيز پيوندي آشکار بين تشکل هاي سنديکايي و سوسياليست هاي اصلاح طلب به وجود آمده بود که موجب تقويت و توانمندي هر دو نيروي سنديکايي و حزبي در اين کشورها شده بود. تحولات سياسي دانمارک و نروژ تاثير بسزايي بر نيروهاي مشابه در سوئد داشت. در سال 1871 از پيوند تشکل هاي سنديکايي و سياسي اصلاح طلب در دانمارک، حزب سوسيال دموکرات آن کشور تشکيل شد و کار منسجم و سازمان يافته خود را براي اصلاحات بنيادين آغاز کرد. 16 سال بعد همين رويداد در نروژ به وقوع پيوست و به دنبال آن حزب سوسيال دموکرات سوئد در 1889 شکل گرفت.

    در بيست و دوم آوريل 1889 کنگره يي با شرکت 70 نماينده از سازمان هاي صنفي و سياسي گوناگون تشکيل شد. در اين کنگره که نمايندگان سنديکاهاي کارگري داراي اکثريت قاطع بودند، اساسنامه حزب سوسيال دموکرات به تصويب رسيد. به اين ترتيب حزب سوسيال دموکرات با پيوندي محکم بين نيروهاي سياسي ترقي خواه و جنبش سنديکايي کارگران پا به عرصه وجود گذاشت.

    سوسيال دموکرات ها برنامه حزبي خود را بر پايه برابري حقوق اجتماعي براي همگان و نيز برخورداري عادلانه همه مردم از امکانات اقتصادي تدوين کردند.

    در اساسنامه حزب، اصلاحات به شيوه دموکراتيک و با اتکا بر آراي عمومي در صدر همه مواد قرار داشت. حزب سوسيال دموکرات از بدو تشکيل خود در پي آن بود که جنبش کارگري را در دو شاخه سنديکايي و سياسي سازماندهي کند. شعار کليدي حزب در آن زمان حق راي براي همه و نيز هشت ساعت حداکثر کار در روز بود. اين شعار با استقبال در محيط هاي کارگري روبه رو شد و مورد حمايت تشکل هاي کارگري قرار گرفت.

    طبقه حاکم که عمدتاً از قشر ثروتمند جامعه بود هيچ گونه حقي براي شرکت سوسيال دموکرات ها در انتخابات شهري و پارلماني قائل نبود. از سوي ديگر احزاب سوسياليستي که سوسيال دموکرات ها را يک جريان انحرافي از سوسياليسم مي دانستند، مي کوشيدند کارگران را از حزب تازه تشکيل شده سوسيال دموکرات دور کنند.

    حزب سوسيال دموکرات در آغاز فعاليت خود بيش از سه هزار عضو داشت. در آن هنگام عضويت در سنديکا و نيز در حزب سوسيال دموکرات از سوي کارفرمايان جرم به شمار مي رفت و مي توانست به اخراج آنها از کار منجر شود. هر کس به اتهام عضويت در اين دو تشکل اخراج مي شد، در ليست سياهي قرار مي گرفت که از اشتغال در جاهاي ديگر نيز محروم مي شد.

    در تابستان 1889 کنگره بين المللي سوسياليست ها (سوسياليست انترناسيونال) روز اول ماه مه را روز تظاهرات بين المللي کارگران جهان اعلام کرد. سال بعد بيش از 50 هزار نفر در تظاهرات اول ماه مه در استکهلم شرکت کردند.

    در سال 1896 يک خياط به نام اميل تولين از سوي کميته انتخاباتي حزب به دبيرکلي حزب سوسيال دموکرات انتخاب شد. در انتخابات پارلماني در همين سال هيالمار برانتينگ به عنوان اولين نماينده سوسيال دموکرات ها وارد پارلمان سوئد شد. در آن زمان تنها ثروتمندان داراي حق راي بودند. برانتينگ نيز با ياري برخي از ليبرال ها توانست آراي لازم را براي ورود به پارلمان به دست آورد. ليبرال ها که از رشد و پيشروي سوسياليسم در اروپا در هراس بودند، به ناچار سوسيال دموکراسي را به عنوان بديلي بهتر پذيرفته بودند.

    به موازات جريانات سياسي اصلاح طلب، جنبش سنديکايي نيز رو به رشد بود. به تدريج سنديکاهاي کارگري به چنان موقعيتي رسيدند که براي پيشبرد اهداف مشترک خود نياز به يک سازمان سراسري داشتند. در 1898 با پشتيباني سوسيال دموکرات ها اغلب تشکل هاي سنديکايي زير چتر يک سازمان سراسري به نام «ال او» گرد آمدند. سازمان سراسري سنديکاها وزنه قدرتي شد که مي توانست در عرصه سياسي به نفع کارگران و زحمتکشان تاثيرگذار باشد. پيشرفت جنبش سنديکايي در سوئد در دهه 1890 در جهان بي نظير بود. رابطه تنگاتنگ اين سازمان با سوسيال دموکرات ها از يک سو باعث تقويت حزب سوسيال دموکرات شد و از سوي ديگر خط مشي جنبش کارگري سوئد را از مسير انقلابيگري و سوسياليسم که در آن دوران طرفداران بسياري در اروپا داشت، دور کرد.
    پارسیان میزبان
    [QUOTE ]
    میزبان حرفه ای سایت های شما از برترین مرکز داده های آمریکا
    www.parsianmyzban.net[/QUOTE]





صفحه 1 از 6 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 06-14-2010, 18:24
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-28-2009, 05:18
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-21-2009, 07:42
  4. آشنایی با روان شناسی بالینی
    توسط حنانه در انجمن روانشناسي عمومي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-14-2009, 10:58

بازدیدکنندگان با جستجوی این عبارات به این صفحه رسیدند :

دلایل موفقیت کشور سوئد

سیاستها و برنامه های گردشگری کشور سوئد

جامعه سوئد

خصوصیات مردم سوئد

توسعه اقتصادی در سوئد

امکانات رفاهی معلولان سوئد

فحشا در سوئد

جامعه شناسی مردم اروپا

نهادهاي مدني درسوئد

جامعه شناسی سوئد

فرهنگ مردم سوئد

توانبخشی معلولین در کشور سوئد

جامعه شناسی مردم سوئد

مردم شناسی سوئد

علت پیشرفت سوئدمشخصات سوئدفرهنگ کشورسوئدجامعه شناسي و معلولينبهداشت درمان سوئد نیاز تقاضابشزثذخخنهزینه های درمانی عینک در سوئدمشخصات لباس ويژه جشن در سوئدمردم شناسی کشورهای اروپاییتجربه کشور سوئد در عملیاتی کردن بودجه حقوق كودكان جامعه سوئد

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •