صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 12 , از مجموع 17

موضوع: اشعار شیخ بهایی

  1. #1

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: اشعار شیخ بهایی

    هرگز نرسیده‌ام من سوخته جان،

    روزی به امید



    وز بخت سیه ندیده‌ام، هیچ زمان،

    یک روز سفید



    قاصد چو نوید وصل با من می‌گفت،

    آهسته بگفت



    در حیرتم از بخت بد خود که چه سان؟

    این حرف شنید

  2. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  3. #2

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: اشعار شیخ بهایی

    مالی که ز تو کس نستاند، علم است



    حرزی که تو را به حق رساند، علم است



    جز علم طلب مکن تو اندر عالم



    چیزی که تو را ز غم رهاند، علم است

  4. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  5. #3

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: اشعار شیخ بهایی

    تاکی به تمنای وصال تو یگانه

    اشکم شود،از هر مژه چون سیل روانه

    خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟

    ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

    جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه





    رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد

    دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد

    در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد

    گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

    یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه



    روزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهد

    سوی مسجد شد و من جانب خمار

    من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار

    حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

    او خانه همی جوید و من صاحب خانه



    هر در که زنم،صاحب آن خانه تویی تو

    هر جا که روم،پرتو کاشانه تویی تو

    در میکده و دیر که جانانه تویی تو

    مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

    مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه

  6. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  7. #4

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: اشعار شیخ بهایی

    آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست



    وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست



    حال متکلم از کلامش پیداست



    از کوزه همان برون تراود که در اوست

  8. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  9. #5

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: اشعار شیخ بهایی

    عادت ما نیست، رنجیدن ز کس



    ور بیازارد، نگوییمش به کس



    ور برآرد دود از بنیاد ما



    آه آتش بار ناید یاد ما



    ورنه ما شوریدگان در یک سجود



    بیخ ظالم را براندازیم، زود



    رخصت اریابد ز ما باد سحر



    عالمی در دم کند زیر و زبر

  10. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  11. #6

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: اشعار شیخ بهایی

    یکی دیوانه‌ای را گفت: بشمار



    برای من، همه دیوانگان را



    جوابش داد: کاین کاریست مشکل



    شمارم، خواهی ار فرزانگان را

  12. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  13. #7

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: اشعار شیخ بهایی

    یکدمک با خود آ، ببین چه کسی



    از که دوری و با که هم نفسی



    جور کم، به ز لطف کم باشد



    که نمک بر جراحتم پاشد



    جور کم، بوی لطف آید از او



    لطف کم، محض جور زاید از او



    لطف دلدار اینقدر باید



    که رقیبی از او به رشک آید

  14. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  15. #8

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: اشعار شیخ بهایی

    عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود

    نوبت پیری رسید، صد غم دیگر فزود

    کارکنان سپهر، بر سر دعوی شدند

    آنچه بدادند دیر، باز گرفتند زود

    حاصل ما از جهان نیست بجز درد و غم

    هیچ ندانم چراست این همه رشک حسود

    نیست عجب گر شدیم شهره به زرق و ریا

    پرده‌ی تزویر ما، سد سکندر نبود

    نام جنون را به خود داد بهائی قرار

    نیست بجز راه عشق، زیر سپهر کبود

  16. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  17. #9

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: اشعار شیخ بهایی

    با هر که شدم سخت، به مهر آمد سست



    بگذاشت مرا و عهد نگذاشت درست



    از آب و هوای دهر، سبحان‌الله



    هر تخم وفا که کاشتم، دشمن رست

  18. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  19. #10

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض اشعار شیخ بهایی

    از وقتی تو این سایت شروع مردم به مشاعره، عجیب به اشعار شیخ بهایی علاقه مند شدم:





    دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید



    دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید



    ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح!



    نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید



    مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی



    که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید



    بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را



    نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

  20. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  21. #11

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: 2 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:

    زندگينامه: شيخ بهايي (953 ه.ق. - 1031ه.ق.)

    بهاء‌الدين محمد بن عزالدين حارثي همداني عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد شد.

    او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي‌زيست.

    10 ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایران رهسپار شد و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنی گزیدند. بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد.

    او در اندک مدتي چنان پيشرفت کرد كه به صورت يک چهره بارز و يکي از مشهورترين مردان دوره صفوي شد.

    بهاءالدين نه تنها عالم ديني و مردي متکلم بود بلکه رياضيدان، مهندس، معمار و کيميادان بود از علوم غريبه نيز آگاهي داشت. تحصيل علوم رياضي را از نو زنده کرد و رساله‌هايي در رياضيات و نجوم نوشت که آنها را از تلخيص آثار گذشتگان فراهم آورده بود.

    کتاب‌هاي خلاصة‌الحساب در رياضي و تشريح الافلاک در نجوم از اوست. بهائي آثار برجسته‌اي به نثر و نظم پديد آورده است.

    يكي از نمونه كارهاي بهايي نخست تقسيم آب زاينده رود به محلات اصفهان و روستاهاي مجاور رودخانه است كه معروف است هيئتي در آن زمان از جانب شاه عباس به رياست شيخ بهائي مأمور شد و ترتيب بسيار دقيق و درستي براي حق آب هر ده و آبادي و محله و بردن آب و ساختن مادي‌ها داد كه هنوز به همان ترتيب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان موجود است.

    يكي ديگر از كارهاي شگفت كه به بهائي نسبت مي‌دهند، ساختمان گلخن گرمابه‌اي است كه هنوز در اصفهان مانده و به حمام شيخ بهائي يا حمام شيخ معروف است.

    اين حمام در ميان مسجد جامع و هارونيه در بازار كهنه نزديك بقعه معروف به درب امام واقع شده و مردم اصفهان از دير باز همواره عقيده داشتند كه گلخن آن گرمابه را بهائي چنان ساخته كه با شمعي گرم مي‌شد.

    در زير پاتيل گلخن فضاي خالي تعبيه كرده و شمعي روشن زير آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و شمع تا مدت‌هاي مديد همچنان مي‌سوخت و آب حمام به اين وسيله گرم مي‌شد.

    او خود گفته بود كه اگر روزي آن فضا را بشكافند، شمع خاموش مي‌شود و گلخن از كار مي‌افتد. مي‌گويندباستان‌شناسان خارجي براي فهميدن روش كار اين گرمابه ديوار آن را شكافتند و شمع از كار افتاد.

    باستان‌شناسان امروزي معتقدند كه دليل گرم شدن گرمابه با يك شمع كانالي بود كه شيخ بهايي در بالاي شمع تعبيه كرده بود. اين كانال در حقيقت لوله تهويه فاضلاب حمام بود كه گازهاي آن بر اثر شعله شمع شعله‌ور مي‌شد و آب را گرم مي‌كرد.

    همچنين طراحي منار جنبان اصفهان كه هم اكنون نيز پا برجاست به او نسبت داده مي‌شود.

    بهترين منبع براي گردآوري اشعار بهائي، کشکول است تا جائي که به عقيده برخي محققان، انتساب اشعاري که در کشکول نيامده است به بهائي ثابت نيست.

    از اشعار و آثار فارسي بهائي دو تأليف معروف تدوين شده است. يکي به کوشش سعيد نفيسي با مقدّمه‌اي ممتّع در شرح احوال بهائي، ديگري توسط غلامحسين جواهري وجدي که مثنوي منحول « رموز اسم اعظم » (ص 94 ـ 99) را هم نقل کرده است. با اين همه هر دو تأليف حاوي تمام اشعار و آثار فارسي شيخ نيست.

    او در سال ۱۰۳۱ ه.ق در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام جنب موزه آستان قدس دفن كردند.

  22. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  23. #12

    مدیریت کل سایت
    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jun 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 15,236
    تشکر : 18,310
    7,547 بار در 1,869 پست تشکر شده
    قدرت امتياز دهي:456Array

    پیش فرض Cvp: 2 کاربر برای این پست سودمند از b@ran عزیز تشکر کرده اند:

    هرگز نرسیده‌ام من سوخته جان،



    روزی به امید

    وز بخت سیه ندیده‌ام، هیچ زمان،



    یک روز سفید

    قاصد چو نوید وصل با من می‌گفت،



    آهسته بگفت

    در حیرتم از بخت بد خود که چه سان؟



    این حرف شنید

  24. کاربر زیر از ADMIN به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدیدکنندگان با جستجوی این عبارات به این صفحه رسیدند :

اشعار بهایی

اشعارشیخ بهایی

اشعار شیخ بهایی

اشعار بهايياشعار شیخ بهائیبشزثذخخنعادت ما نیست رنجیدن زکساشعارشيخ بهايياشعارشيخ بهايي اسم اعظماشعاربهاییتبدیل دکارتی به قطبی با ماشین حسابشیخ بهایی اشعاراشعارشیخ بهاییلئشهمفرکانس شبکه شما اشعار شيخ بهايي قاصد چو نوید وصل با من می‌گفتاشعار شیخ مفیداشعار به بهائیشعرهای شیخ بهائیاسم رمز شعر شیخ بهایی

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •