مقالاتی در باره ی " فروغ فرخزاد "
بر آن شدیم ویژه نامه ای درباره ی کتاب «اولین تپش های عاشقانه قلبم» که نامه های «فروغ فرخزاد» به همسرش «پرویز شاپور» است و به کوشش عمران صلاحی توسط انتشارات مروارید چاپ شده است تهیه کنیم. تا انگیزه های تهیه کننده، محتوای کتاب، خطوط نانوشته میان نامه ها را و شاید روابط اجتماعی دورانی از تاریخ ادبیات کشورمان را از خلال این ویژه نامه بررسی کنیم. حاصل، مقالاتي است از: يدالله رويايي، نجمه موسوي، اكبر معصوم بيگي، ژاله احمدي، نسيم خاكسار، عباس صفاري، اسماعيل نوري علاء، عباس هاشمي، منصور كوشان، اكبر سردوزامي، مجيد روشنگر، اسد سيف، بيژن بيجاري، فرهنگ فرهي، و نظراتي از اهل قلم در باره ي فروغ فرخ زاد.
پیشگفتار
در این کتاب نامه ای به طور ویژه توجه مرا به خود جلب کرد. نوشتن این نامه را در آن زمان اوج خودآگاهی فروغ ارزیابی کردم. هر چند این نامه مانند همه ی نامه های کتاب مذکور پاسخی ندارد و اگر هم داشته به علت عدم دسترسی تهیه کننده کتاب، ما از آن بی اطلاع می مانیم. اما پاسخ این نامه را هم مانند نامه های دیگر از خلال نامه های فروغ می توان حدس زد. پایان این رابطه و ازدواج، خود پاسخی گویاست به خواسته های فروغ در آن زمان. از خود پرسیدم با وجود گذشت بیش از چهل سال از نوشتن این نامه، اگر هر یک از مردان روشنفکری که در اطراف خود می شناسم مخاطب این نامه بودند چه برخورد متفاوتی به این نامه می کردند؟ پاسخ بسیار مبهم بود و نمی توانستم با اطمینان پاسخی برای آن بیابم، پس بر آن شدم که پاسخ را از شما دوستان به صورت مستقیم بگیرم تا قضاوتی عجولانه و جانبدارانه نکرده باشم.
سؤال این است: قضاوت شما درباره ی محتویات این نامه و شخصی که آن را نوشته چیست؟ آن را چگونه می یابید و نویسنده ی آن را چطور تعریف می کنید؟
دو ایده داشتیم، یکی بررسی کتاب و دومین ایده، بررسی این نامه ی فروغ.
دو لیست متفاوت داشتیم و طبیعتاً دو هدف متفاوت و نهایتاً با دو برخورد متفاوت هم روبرو شدیم جمعی نمی توانستند، کسانی کار دیگری در دست داشتند و کسی می گفت حرفی برای گفتن ندارد. دوستی وعده داد و به وعده عمل نکرد. اما حاصل چنین شد که می خوانید:آن ها که بررسی کتاب را در دستور کار داشتن- ملیحه تیره گل، رضابراهنی، ژاله احمدی، اکبر معصوم بیگی و حورا یاوری- مسئله ی وقت کافی، مطالعه دوباره ی کتاب، و . . . را مطرح می کردند. اما آن ها که با بررسی نامه روبرو بودند که این گروه همگی از همکاران مرد انتخاب شده بودند آن هم به دلیل ویژگیِ نامه، گاه به مزاح می خواستند از چاله ای که جلوی پای شان گذاشتیم اجتناب کنند، گاه از این که قصد بر هویدا کردن اندیشه ی آنان داریم عذر می خواستند که وارد چنین دامِ شان نکنیم.
اما آن چنان که با برخی از این دوستان هم گفتیم، هدف گذراندن نوری است از میان کریستالٍ یک سؤال، یک نظر. هم چنان که نورِ سفید هنگام عبور از کریستال، رنگ های متفاوت و متنوع خود را می یابد، و رنگین کمان این رنگ هاست که سفید را می سازد، ما بر آن بودیم که از خلال این سؤال و نظر خواهی، گونه گونی اندیشه های مردانِ ادبیات امروزمان را نشان دهیم، آشکار کنیم. به همه گفتیم دامی در کار نیست، قصد بر افشاگری نیست، اما در کلمه ی « افشا» فاش کردن هست، هویدا کردن، آشکار کردن، نشان دادن هست و ما قصد داریم که این اندیشه ها و چندگونگی شان را نشان دهیم. چرا که اطمینان داریم این گونه گونی درپسِ اندیشه، کلام، نثر و رمان های این دوستان موجود است. این اندیشه ها از خلال شعرهای شان سَرَک می کشد و بر صفحه می تابد. حال اگر بتوان با به قلم آوردن تفکرات اهل قلم، قدمی پیشتر و بیشتر در شناخت و چگونگی این نظرها برداشت، چرا که نه.
ما بر صداقت دوستانی که پذیرفتند بنویسند بسیار حساب کردیم و پاسخ ها نشان دادند که اشتباه نکرده بودیم.
نجمه موسوی

پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)